|
اینجا همه چی درهمه
از بودن در این وب سایت لذت ببرید دوستان عزیز
|
||
|
سهشنبه 29 بهمن 1392 :: 22:54 :: نويسنده : neloo سهشنبه 29 بهمن 1392 :: 21:52 :: نويسنده : neloo
عکس مدل مو عروس با کیفیت عالی 2014
عکس مدل مو عروس با کیفیت عالی 2014
عکس مدل مو عروس با کیفیت عالی 2014
عکس مدل مو عروس با کیفیت عالی 2014
عکس مدل مو عروس با کیفیت عالی 2014
عکس مدل مو عروس با کیفیت عالی 2014
یکشنبه 27 بهمن 1392 :: 21:39 :: نويسنده : neloo یکشنبه 27 بهمن 1392 :: 21:31 :: نويسنده : neloo
انقراض گونههای کشف نشدهی طبیعت هنوز همهی گیاهان، حشرات، ماهیها، و پستاندارانِ جهان شمارش نشدهاند. اگر پژوهشگران بخواهند در این کار موفق شوند باید به شدت بر تلاشهای خود بیافزایند، زیرا جنگلزدایی که دقیقهای سی هکتار از جنگلهای استوایی را منهدم میکند، و همچنین مسألهی بیابانی شدن و یا آلودگیهای مختلف، همگی دست به دست هم دادهاند و موجب نابودی انبوهی از گونهها میشوند. با آهنگ فعلی، تا چند سال دیگر بیش از بیست درصد از گونهها، دیگر وجود نخواهند داشت.
در مورد ارقام مربوط به گونههای گیاهی و حیوانی که روی زمین یا در آب زندگی میکنند فقط میتوان به برآوردها تکیه کرد. احتمالاً تعداد آنها بین 5 و 30 میلیون است، در حالی که فقط 4ر1 میلیون گونه تا امروز شناسایی شدهاند. تردیدهایی که در این زمینه وجود دارند ناشی از میلیونها گونهی مختلف حشرات و بیمهرگان دیگر است، همچنین هزاران نوع از خردسازوارگان (میکروارگانیسمها) و گیاهان ناشناخته که تصور میشود در مناطق گرمسیری زندگی میکنند هنوز شناسایی نشدهاند. به نظر میرسد حشرات و بندپایان دیگر (شاخههایی از بیمهرگان شامل سخت پوستان، هزارپایان، حشرات، و عنکبوتها) بیشترین گوناگونی را داشته باشند. حتی اگر فرض کنیم دادههای موجود کامل نباشند، با این وصف گونههای شناخته شدهی فعلی حشرات باید دویست بار بیشتر از پستانداران باشند و در مسابقهی گوناگونی، گوی سبقت را از همه بربایند. این امکان وجود دارد که تنها کمتر از یک سیام میراث طبیعی زمین از نظر حشرات، شناسایی شده باشد، در حالی که نود و پنج درصد پستانداران (چهار هزار گونه)، خزندگان و دوزیستان (نُه هزار گونه) و نود و هشت درصد از پرندگان (نُه هزار گونه) شناخته شدهاند. از نظر تعداد گونهها، ده درصد ماهیها و دست کم ده تا پانزده درصد از گیاهان هنوز کشف نشدهاند. (این آمار بنا بر دادههای بنیاد جهانی طبیعت تهیه شده است.) و اما نرم تنان که از نظر فراوانی و فزونی تعداد، دومین شاخهی جانور شناسی را تشکیل میدهند صد هزار گونه را در بر میگیرند که سه چهارم آنها دریایی و یک چهارم آنها زمینی و یا رودخانهای هستند. در مجموع، بیمهرگان زمینی و دریایی به تنهایی در حدود نود و هشت درصد از تنوع و گونه گونی زیستی کرهی زمین را تشکیل میدهند. تغییرات محلی و کلی محیط زیست که از فعالیت خود ما ناشی میشود به ناپدید شدن انبوهی از گیاهان و حیوانات با سرعتی که تاکنون زمین به یاد نداشته میانجامد. انقراضهایی که طی دورانهای زمین شناختی در روی زمین پدید آمدهاند قابل قیاس با بلاهایی نیستند که انسان از زمان گسترش فعالیتهای صنعتی خود بر سر زمین وارد آورده است. به طور متوسط چنین برآورد میشود که از آغاز سدهی بیستم میلادی هر ساله بیش از یک گونه از مهرهداران عالی ناپدید شده است. غالباً برای انقراض قطعی یک گونه، لازم است چندین دهه سپری شود: مثلاً از نوعی میمون کوچک امریکای استوایی فقط چندین ده نمونه در طبیعت باقی مانده است، و از پنج گونهی کرگدنها در جهان، کمتر از یازده هزار رأس به جا مانده است؛ این گونهها به گونهای قریب الوقوع با خطر انقراض رو به رو هستند. در سدهی شانزدهم میلادی، آهنگ انقراض، یک گونه در یک قرن بود. ولی در حال حاضر در جاهای مختلف جهان، روزانه یک یا دو گونه از گیاهان وحشی از بین میروند. اگر بپذیریم که به طور متوسط وجود یک گونهی گیاهی شرطِ باز ماندن یازده گونهی حیوانی است (این رقم در جنگلهای استوایی، بیست است)، به بزرگی ابعاد قضیه پی خواهیم برد. در کتاب اطلاعات ویژهی پرندگان اشاره شده است که هشتاد و هشت گونه از پرندگان و هشتاد و سه گونهی فرعی از آنها از سال 1600 میلادی تاکنون منقرض شدهاند، در حالی که این ارزیابی نسبت به آن چه واقعاً روی داده است درست نیست، زیرا هزار و بیست و نُه گونه از پرندگان در معرض خطر شدید نابودیاند و شش صد و سی و هفت گونه نیز تهدید به انقراض میشوند. اگر به این ارقام، هشتاد و هشت گونهی منقرض شده را بیافزاییم به این نتیجه میرسیم که بیست درصد از نُه هزار گونهی فعلی در حال انقراض هستند و یا منقرض شدهاند. چنان چه میزان فعلی انهدام ادامه یابد به زودی تا بیست درصد از گونههای فعلی نیز منقرض خواهند شد و از آن جا که بسیاری از آنها هنوز از نظر علمی توصیف نشدهاند، پس از انقراض، حتی متوجه نخواهیم شد که آنها چه نقشی در اکوسیستم پیرامون خود بازی میکردهاند. از نظر پیتر ریون، مدیر سابق باغ گیاه شناسی میسوری، مسائل بسیار روشن و خود گویای حقایق هستند، بدین سان که قسمت اعظم میراث طبیعی جهان در دهههای آینده به صورت نمونههایی نگهداری شده در موزهها به بقای خود ادامه خواهند داد. چه چشم انداز شادمانهای برای بشریت! در مناطقی که فعالیتهای انسانی به حد افراط نرسیده است، هنوز زیستگاههای اولیه وجود دارند، مانند قسمتهایی از امریکای جنوبی، اروپای شمالی، و نواحی قطبی. ظاهراً جنوبگان، تنها قارهی تجاوز نشدهی کرهی زمین است؛ گروئینلند هم بزرگترین پارک طبیعی جهان را با مساحت هفت صد هزار کیلومتر مربع دارد. از یک سو چنین مینماید که افزایش جمعیت انسانها نامحدود است و از سوی دیگر زیستگاههای طبیعی همچنان کوچکتر میشوند. هم اکنون بیش از هفت میلیارد نفر انسان روی زمین زندگی میکنند در حالی که جمعیت با آهنگ سرسام آور بیش از صد میلیون نفر در سال رو به تزاید است. از سال 1910 تاکنون جمعیت جهان بیش از چهار برابر شده است و در سال 2100 بیش از پانزده میلیارد نفر خواهد بود و بقیهی گرفتاریها از همین انفجار جمعیت ناشی میشوند که از آن جملهاند علل مستقیم و غیر مستقیم کاهش گونهها که بدون تردید ازدیاد جمعیت بشر، انقراض و انهدام آنها را شتاب میبخشد. علل عدم تعادل محیط زیست طبیعی متعددند و غالباً دست به دست هم میدهند. آتش سوزی (یا دست کم پارهای از انواع آتشها)، عمدی و غیر عمد، زمین را در معرض فرسایش و بیابانی شدن قرار میدهند و با کاستن یا منهدم کردن فضاهای قابل زیست، بر سر راه خود، زندگی حیوانی را از بین میبرند. استفادههای کشاورزی از زمینها و محدودیتهای دیگر به واسطهی هر گونه مانعی، از علل ناپدید شدن گیاهان و حیوانات اصلی (گیاوزیا) هر منطقه است. بر هم کنش بین سازوارههای زنده که انسان با وارد کردن پارهای گونهها به ویژه در محیطهای زیست جزیرهای، برای پارهای از گونههای حساس به بومی گرایی به وجود آورده است (پارهای از گونهها که بومی نامیده میشوند، دارای منطقهی توزیع و پراکندگی بسیار محدود و محلی هستند)، به انقراض بسیاری از گونههای محلی انجامیده است. بیماریهای همهگیر، به ویژه از نوع ویروسی، بین حیوانات گاهی در اثر وارد کردن گونههای خانگی به وجود میآیند که در مواردی میتوانند به منبع وحشتناکی از بیماریها تبدیل شوند. مبارزه با حیوانات شکارگر، که حیوانات مضر خوانده میشوند، و در گذشته با محیط تعادل داشتند، امروزه به کاهش بینهایت زیاد پارهای از گونهها انجامیده است (گرگها، خرسها، یوزپلنگها، سیاهگوش، و غیره). در این زمینه، اگر چه با تأخیر، تدابیری اتخاذ شده است که بر اثر هشیاری در جهت عکس انهدام عمل میکنند اما هنوز به حفظ باقی ماندههای اندک نیانجامیدهاند... به نظر میشل ترانیه، معاون سابق آزمایشگاه پستانداران و پرندگان در موزهی ملی تاریخ طبیعی فرانسه، شکار و انهدام حیوانات مختلف که قبلاً سلطه داشتهاند، دست کم در مورد پستانداران از عوامل اصلی تهدید مستقیم به شمار میآید. با این حال، وی انهدام محیطهای زیست طبیعی را که در تاریخ زندگی بشر در زمانی دیرتر صورت گرفته است از عوامل مهم این تهدید به انقراض میشمارد. آلودگی که میتواند به اشکال گوناگونی ایجاد شود در گسترش تهدیدهایی که بر روی اکوسیستم سنگینی میکنند سهیم است... و البته در مورد خود انسان نیز. و بالاخره اگر این مسأله را کوچک نشماریم، گردآوری نمونه توسط علاقهمندان میتواند مستقیماً به انقراض پارهای از گونهها، به ویژه پولک بالان (پروانهها و شاپرکها) بیانجامد. به نظر ژرژ برناردی، رئیس سابق پژوهشهای مرکز ملی پژوهشهای علمی در فرانسه، شکار پروانهها، شمار انبوه مجموعه داران (کلکسیونرها)، اشتیاق و حرص بیش از اندازه برای به دست آوردن انواع محدود پروانهها که هم اکنون هم از تعادل طبیعی خارح شدهاند، از افراط کاریهای آشکار انهدام طبیعت هستند... که مستقیماً به خود انسان مربوط میشوند. به این ترتیب میبینیم که جنگل گرمسیری مرطوب به سهولت میتواند تبدیل به بیابان شود و روزی برسد که دنیای سبز با هزاران گونه جاندارِ هنوز ناشناخته را به صورت سرزمین سنگی سترون و بیثمر مشاهده کنیم. مثلاً امروزه، بیش از نیمی از جنگلهای ساحلی افریقای غربی از بین رفتهاند و فرصتی مناسب برای پیشروی سریع شنهای روان پدید آوردهاند. خطر ناشی از جنگل زدایی، تنها متوجه گونههای ساکن قارهها نیست، بلکه اکثر گونههای ساکن جزیرهها را نیز تهدید به نابودی میکند. بنا به گفتهی کریستیان ارار، استاد موزهی ملی تاریخ طبیعی، اثر جنگل زدایی بر مجموع پرندگان جزیرهی ماداگاسکار بسیار نگران کننده است. چهار خانواده از پرندگان (در رده بندی موجودات، خانواده شامل جنس، و جنس شامل گونه است) که مناطق توزیع آنها از اواخر قرن نوزدهم تاکنون بسیار واپس رفته است، در جاهایی به سر میبرند که در معرض تهدید به نابودی است. مناطق جزیرهای، نگه دارندهی اصلی گونههای کمیاب و عمدتاً بومی هستند. دور افتادگی این مناطق ویژگیهایی در پرندگان به وجود آورده است که گونههای بومی و متعلق به آن منطقهی به خصوص را آسیب پذیر میکنند. ژان کریستف بالوئه، دیرین شناس فرانسوی، برآورد میکند که در جزیرهی سنت هلن، از سی گیاه گُلدار بومی، ده گیاه منقرض شده است و پانزده تای دیگر در معرض تهدید جدی قرار دارند. و اما در هاوایی، دویست و هفتاد و سه گونه و گونهی فرعی و جورهای مختلف گیاهی نابود شده است و هشت صد گونهی دیگر در معرض خطر هستند. حدود ده درصد از گیای بومی هاوایی ناپدید شده است و چهل درصد دیگر آن تهدید به نابودی میشود. افزون بر این، موجوداتِ پارهای از دریاچهها یا رودخانهها نیز که در این سکونتگاهها ویژگی یافتهاند بینهایت حساس هستند. هر دگرگونی در محیط زیست آنها و یا وارد کردن گونههای غیر بومی در زیستگاهشان، احتمال دارد به ناپدید شدن آنها بیانجامد. بنا به گفتهی ژرار آیمونن (معاون سابق موزهی ملی تاریخ طبیعی و متخصص گیاهان در فرانسه) در محیطهای زیستی، بارزترین واپس رویها با اکوسیستم کشاورزی دشتها و یا ارتفاعات متوسط مربوط بودهاند. پدیدههای واپس روی که دست کم به شصت درصد گیاهان مربوط میشود، بین هفتاد و پنج تا صد سال روی میدهند، و شدت این پدیدهها چه از نظر زمانی و چه در سطح میزانهای ژنتیکی، طی سدههای اخیر بیشتر بوده است. معمولاً مناطق مرطوب شدیداً دچار دگرگونی و تخریب میشوند، بدین معنی که در این نواحی چهل درصد از گیاهان در حال واپس روی هستند و اگر گیاهان بومی را هم در نظر بگیریم این نسبت به هشتاد درصد میرسد. مناطق ساحلی نیز تماماً به همین سرنوشت گرفتار بودهاند، به ویژه طی سدههای اخیر و به دلایل شناخته شدهای از قبیل تنظیم مصنوعی جریان آنها، اصلاح نهرهای آب، و مسکونی کردن سواحل و استفادههای مختلف از آنها. بنا به گفتهی آیمونن، به نظر میرسد که شانزده گونهی خاص اروپا منقرض شده باشند، دو هزار گونه در حال نابودی، و صد و بیست تاکسون (اصطلاح کلی رده بندی، صرف نظر از گونه، جنس، و خانواده و مرتبهی آنها در رده بندی) تهدید به نابودی میشوند. آیمونن در عین حال تصریح میکند که تنها مقایسهی رده شناسی برای نتیجه گیری نهایی کافی نیست و باید همزمان، وسعت نسبی زیستگاه منطقهای نیز بررسی شود. دادههای اتحادیهی بین المللی حفظ طبیعت نشان میدهند که هزار گونه از گیاهان آوندی شناخته شده و چهار هزار و پانصد گونهی حیوانی در معرض انقراض قرار دارند و بسیاری دیگر پیش از این که کشف شوند نابود خواهند شد. از یازده هزار و پانصد گونهی گیاهان اروپا بیست گونه از بین رفتهاند و هزار و دویست گونه در معرض خطر قرار دارند. اما این وضع در استرالیا وخیمتر است، زیرا از بیست و پنج هزار گونهی گیاهی شناخته شده صد و بیست گونه ناپدید شدهاند و دویست گونه در سراشیبی نابودی قرار دارند... خطرهایی که محیطهای دریایی حاکم را تهدید میکنند در مقایسه با محیطهای زمینی، همه به یک نوع و با یک شدت نیستند. دریاها و اقیانوسها محیطهایی پیوسته را تشکیل میدهند و محیط زیستی بسیار متعادل دارند. به طور کلی دگرگونیهای موضعی به سرعت توسط حجم عظیم آب که در سه بُعد منتشر است، مستهلک میشوند. مقیاسهای فضایی بسیار متفاوتند، بدین معنی که گسترش محیط دریایی در مقیاس میلیونها کیلومتر مربع است... البته مقیاسهای زمانی نیز ویژگیهای خاص خود را دارند. انعطاف بوم شناختی و زیست شناختی نسبی سازوارههای دریایی معمولاً ضامن بقای گونه است. بنا بر نظر دومینیک دومان، استاد موزهی ملی تاریخ طبیعی و مدیر سابق آزمایشگاه زیست شناسی بیمهرگان دریایی، تهدیدی که بر محیطهای زیست دریایی وارد است بیشتر متوجه مجموعهی این گونهها و اکوسیستمهاست تا بر تک تک گونهها. در محیطهای زیست زمینی (خشکی)، سرعت ترمیم و تولید مثل مجدد یک جمعیت یا یک زیستگاه طبیعی چنان چه این کار میسر باشد، طولانیتر و نامطمئنتر است. چنان چه اکوسیستمی از نظر فیزیکی تغییر یافته باشد، یا اگر گونههای اصلی آن دیگر نتوانند آن را در اختیار داشته باشند، فرایندهای طبیعی، دیگر آن را ترمیم نخواهند کرد و تهدیدهای سنگینی متوجه جانوران آن ناحیه خواهد شد. بنا بر این، مشکلات بازگشت به موقعیت اولیه بسیار زیاد است. وارد شدن گونههای غیر بومی، وجود قلمروهای بسیار کوچک یا بسیار ویژه، بومیگرایی، سکونتگاههایی که به طور جبران ناپذیری در اثر آلودگی یا غیر آن دگرگونی یافتهاند، از عواملی هستند که مانع یا متوقف کنندهی روند احیای زیستگاه میشوند. در این صورت باید از نزدیک، شبکههای متعدد و متراکم ارتباطی کارکرد بوم شناختی را که بین حیوانات و گیاهان برقرار شدهاند در نظر گرفت، زیرا آن چه تعاون زیست شناختی محیطهای زیست طبیعی را برقرار میکند تعداد بینهایت زیاد بر هم کنشهای بین گونههاست. زنجیرههای غذایی وابستگی متقابل بین جانوران و گیاهان، فعالیتهای حیوانی که حضور این یا آن گونه را فراهم میسازد و غیره تعادل ارزشمند طبیعت را تشکیل میدهد. محافظت از محیطهای زیست، بهترین طریق نجات گونههای گیاهی و حیوانی موجود در آنهاست. در حالی که تنها دو درصد از سطح زمینهای بیرون از آب (خشکیها)، یا به عبارتی سی صد و هفت میلیون هکتار، به طور کامل محافظت میشود، محافظتِ یک گونه مسلماً هم به محافظت از سکونتگاه او بستگی دارد و هم به حفظ کل اکوسیستمی که خود را با آن منطبق ساخته است. کریستیان ارار مانند بسیاری از بوم شناسان بر این باور است که پرندگان، شاخصهای خوبی برای نشان دادن وضع اکوسیستمها هستند. پارهای از گونههای مورد تهدید، نشانههای اولیه و جدی درست کار نکردن عمومی سیستم طبیعی هستند. از همین روست که تلاش برای مطالعهی کار کرد سیستمهای طبیعی ضرورت مییابد. از نظر پیتر ریون نیز از دست رفتن تنوع زیست شناختی به عنوان یک مسألهی جهانی هنوز شناخته نشده است. او برای نگرش به تنوع زیستی پیشنهاد تازهای دارد: در این نگرش نه تنها به خاطر زیبایی تمامی سازوارههای گیاهی و حیوانی جهان، بلکه به خاطر وابستگی تقریباً فردی هر یک از ما به آن به عنوان منبع اولیهی تداوم زندگی (بیش از نود و سه درصد از غذای ما از گیاهان به دست میآید که اعقاب وحشی آنها، تنوع ژنتیکی ضروری را ایجاد نمودهاند و این استدلال در مورد حیوانات نیز صدق میکند) و به خاطر وابستگی به مجموعههایی که این سازوارهها در آنها فعالیت و کار میکنند و پایداری جهانی محیطهای زیست طبیعی را تأمین مینمایند، تمام سازوارههای گیاهی و جانوری باید مورد ستایش قرار گیرند. همهی این مجموعه است که موجودیت ما را امکان پذیر میسازد و نباید فراموش کنیم که ما هیچ حق به خصوصی برای انهدام بیرویهی سازوارهها نداریم، زیرا آنها هم همراه با ما برای زندگی در این جهان سهمی دارند. از دست رفتن تنوع زیستی ممکن است تنها به بهای گزاف بهره گیری کوتاه مدت از میراث طبیعی کرهی زمین به دست آید. عواملانقراض هولوسین در اثر عوامل مختلفی رخ داده است، که برخی از آنها طبیعی است و برخی دیگر به اقدامات انسان مربوط میشود. در حال حاضر پنج عامل بر انقراض گونه ها تأثیر می گذارد که عبارتند از تخریب زیست بوم ها، آلودگی محیط زیست، شکار و بهره برداری بی رویه از گونه ها، گونه های مهاجم و تغییر آب وهوا. </"ref name= "zistnews> گرم شدن زمیننوشتار اصلی: گرمشدن زمین
تغییرات دمایی دوره هولوسین از ۱۲ هزار سال پیش تا کنون.
از حدود ۱۲ هزار سال پیش با آغاز دوره هولوسین و پایان آخرین عصر یخ، دمای هوای کره زمین افزایش قابل توجهی یافت. طی آخرین سالهای دوره پلیستوسن یعنی ۱۵۰۰۰ هزار پیش تا نخستین سالهای دوره هولوسین یعنی ۱۰۰۰۰ هزار سال پیش متوسط دمای زمین ۶ درجه سانتیگراد افزایش یافت و بسیاری از یخچالهای آخرین عصر یخبندان] شامل یخچالهای اروپا و آمریکای شمالی ذوب شد. بسیاری از جانوران بخصوص پستانداران بزرگ نظیر ماموت نتواستند با این تغییر آب و هوا سازگار شوند و منقرض شدند. نخستین دوره گرمایش زمین که بین ده تا پنج هزار سال پیش به حداکثر خود (دمایی به طور متوسط نزدیک به دمای فعلی زمین) رسید، به طور طبیعی رخ داد، اما از میانه قرن نوزدهم گرمایش زمین در اثر فعالیت های صنعتی و انتشار گازهای گلخانه ای توسط انسان، به وقوع پیوسته و همچنان ادامه دارد. طبق چهارمین گزارش ارزیابی IPCC که در سال 2007 منتشر شد "با اطمینان متوسط می توان گفت چنانچه متوسط گرمایش جهانی از 1.5 تا 2.5 درجه سانتیگراد (نسبت به بازه 1980 تا 1999) فراتر رود، تخمینا 20 تا 30 درصد گونه هایی که تا کنون تشخیص داده شدهاند احتمالاً در معرض خطر افزایش یافته انقراض هستند. چنانچه افزایش متوسط دمای جهانی از حدود 3.5 درجه سانتیگراد فراتر رود، مدل های ارزیابی انقراض قابل ملاحظه ای (40 تا 70 درصد گونه های تشخیص داده شده) را در سرتاسر جهان پیش بینی می کنند " [۹] شکار
ببر ایرانی در دوران معاصر در اثر شکار بیش از حد منقرض شده است.
طبق شواهد جانوران بزرگ با فاصله زمانی نسبت اندکی در حدود هزار سال پس از ورود انسانبه هر سرزمینی، جز آفریقا، آسیا و اروپا، منقرض شدهاند.[۱۰] انسانها نزدیک به ۱۲۵۰۰ سال پیش به آمریکای شمالی رسیدند و ماموتها و کارائیب نیز شماری از گونههای بزرگش را پس از رسیدن انسان به آنجا در حدود ۸ هزار سال پیش منقرض شدند. انسان برای نخستین بار حدود ۲۰۰۰ سال پیش به ماداگاسکار وارد شد و در این جا نیز گونههای بزرگ تر نظیر فیل مرغ، گونهای از اسب آبی و نیز اندکی پس از ورود انسان منقرض شدند.[۱۱] پس از گسترش تمدن صنعتی و به کارگیری سلاح گرم برای شکار شدت انقراض بیشتر شد و علاوه بر حیوانات بزرگ، پرندگان، پستاندارن و ماهیان با ابعاد کوچک نیز شکار و منقرض شدند. نابودی زیست بوم ها
سیر عقب نشینی ساحل دریاچه ارومیه بین سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۹۰ (براساس تصاویر ماهوارهای ناسا) به علت فعالیت های انسانی وکاهش بارندگی
در دوره هولوسین انسان شروع به کشاورزی نمود. معدودی از حیوانات و گیاهان را برای استفاده خود اهلی کرد و با سایر جانداران را عمدتاً به عنوان آفت یا حیوان وحشی مقابله کرد. تدریجاً زمینهای بیشتری را به کشت چند محصول خاص اختصاص داد. بدین ترتیب زیست بومهای طبیعی را دگرگون کرد. جاندارانی که نتوانستند زیست بوم دیگری بیابند و یا خود را با تغییر زیست بوم سازگار کنند، تدریجاً منقرض شدند. امروزه روند گسترش کشاورزی به پدیده جنگل زدایی منجر شده است. بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ در حدود ۳٫۴ درصد از جنگلهای جهان معادل ۱٫۴ میلیون کیلومتر مربع – یعنی سطحی برابر کشور مکزیک – از بین رفته است. در بیشتر موارد نیز جنگلها برای تامین غذا به اراضی کشاورزی تغییر کاربری پیدا میکنند.[۱۲] برخی گونه های منقرض شدهفهرست ذیل شامل برخی از گونه های شناخته شده و معروف منقرض شده در این دوره است. در هر مورد آخرین سال های تقریبی که در آخرین زیستگاه احتمالی زندگی می کرده ذکر شده است. [۱۳]
پروانه هاي ايران در معرض انقراض یکشنبه 27 بهمن 1392 :: 21:16 :: نويسنده : neloo
این دوربین می تواند ویدیو هایی با کیفیت Full HD را ثبت نماید و به لطف زوم ۶۰ برابر و آخرین فناوری های پیشرفته سونی قابلیت های بسیاری را در اختیار کاربران قرار دهد. هم چنین سونی بر روی این محصول پردازنده BIONZ X و سنسور Exmor را برای هر چه بهتر شدن عملکرد آن قرار داده است. میکروفون ۵٫۱ کاناله و لامپ روشنایی نیز بر روی آن وجود دارد.
پروژکتور این دوربین نیز دارای روشنایی ۲۵ لومنی (لومن واحد روشنایی) است و قادر به پخش تصاویر و ویدیوها تا فاصله ۳ متری بر روی پرده می باشد. البته در طراحی این ویدیو پروژکتور سعی شده است که کمترین فضاها نیز مورد استفاده قرار گیرند تا ابعاد آن کاهش یابد و به همین دلیل نمی توان کیفیت چندانی را از آن انتظار داشت. هم چنین فقدان قابلیت هایی مثل فوکوس در آن مشاهده می شود. به گفته سونی این مدل دوربین از تابستان به بازار عرضه می شود و مدل اولیه آن ۴۹۹ دلار و مدل پیشرفته آن ۶۹۹ دلار قیمت دارد. این مبالغ به نسبت برای یک دوربین فیلمبرداری دستی زیاد محسوب می شوند.
ترفندهایی برای عکاسی واضح ترنیوز بخش مقالات فرهنگ و هنر -آکاایران قسمت هنر عکاسی و فیلمبرداری- ترفندهایی برای عکاسی واضح تر هیچ چیز بدتر از دیدن پرتره ای نیست که چشم ها خارج از فوکوس قرار دارند و در عوض این بینی سوژه است که در مرکز فوکوس و بسیار واضح افتاده است. چشم ها پنجره ای به روح انسان ها هستند و وضوح آنها برای زیبایی عکس بسیار ضروری است. شاید برای شما هم پیش آمده باشد عکس هایی بگیرید که نقطه فوکوس آنها خارج از محدوده ای است که باید باشد. اما مسلما همه ما دوست داریم عکس های شفاف و واضح داشته باشیم. برای این منظور ترفندهای ساده ای وجود دارد که تعدادی از آنها را برایتان نوشته ایم.
1. استفاده از سه پایه شاتر کابلشاتر استفاده کنید. وقتی کلید شاتر روی کابلتعبیه شده است و آن را به دوربین وصل می کنید، دیگر فشار دست شما روی دوربین باعث لرزیدن های خفیف نمی شود و عکس، بسیار واضح و بی اشکال ثبت می شود. البته باید بدانید بسیاری از دوربین های کامپکت ارزان قیمت این قابلیت را ندارند. 3. سلف تایمر کابلشاتر ندارد یا فراموش کرده اید آن را همراه خود ببرید، مشکلی نیست. می توانید در عوض از سلف تایمر استفاده کنید. همه دوربین ها، حتی انواع کامپکت نیز این ویژگی را دارند. هنگام عکاسی با این ویژگی شما کلید شاتر را فشار می دهید و چند ثانیه بعد (بین 2 تا 10 ثانیه) عکس گرفته می شود. این باعث می شود تا لرزش دوربین از بین برود و عکس ها بسیار شفاف و واضح ثبت شوند. 6. حساسیت نوری (ISO) یزدار شدن عکس های می شوید. باید همیشه به تنظیمات این ویژگی توجه داشته باشید.
نکاتی در عکاسی برای آماتورها
نیوز بخش مقالات فرهنگ و هنر -آکاایران قسمت هنر عکاسی و فیلمبرداری- نکاتی در عکاسی برای آماتورها قبل از اینکه وارد دنیای عکاسی شوید باید بدانید نکاتی آموزنده و مفید در زمینه عکاسی وجود دارد که به خلق یک عکس خوب کمک بسیار می کند. و بهتر است یک عکاس آماتور این نکات را به عنوان پایه بشناسد و یک عکاس حرفه ای آنها را همیشه در ذهن داشته باشد.
برای بهبود عکسهانیوز بخش مقالات فرهنگ و هنر -آکاایران قسمت هنر عکاسی و فیلمبرداری- برای بهبود عکسها برای بهبود عکسها استفاده از اطلاعات exif برای بهبود عکسهاهرگاه که شما شاتر را فشار می دهید دوربین شما اطلاعات ارزشمندی که عکس شما را توصیف می کند همراه با عکس ذخیره می کند. دوربین اطلاعاتی از قبیل زمان، سرعت شاتر، دیافراگم، فاصله کانونی، و iso را در بخش آغازین فایل تصویری با فرمت exif(exchangeable image file) ذخیره می نماید. این اطلاعات بخشی از فایل تصویری می شود و می توان آنها را با نرم افزارهایی نظیر فتوشاپ ۷ یا iphoto و یا حتی با acdsee مشاهده نمود. برای بهبود عکسهاهر تصویر شامل اطلاعات کاملی از شرایط عکسبرداری است که به شما در فهمیدن علت خوب شدن یا بد شدن عکسها کمک می کند. دراین نوشتار نحوه خواندن و استفاده از این اطلاعات برای افزایش مهارت و تجربیات عکاسی شما نشان داده شده است. فالهای تصویر بدست آورید. نرم افزار فوق از طریق این سایت نیز قابل دانلود می باشد.
برای داشتن عکس خوبنیوز بخش مقالات فرهنگ و هنر -آکاایران قسمت هنر عکاسی و فیلمبرداری- برای داشتن عکس خوب برای داشتن عکس خوب چند قدم برای داشتن عکس خوب● قدم اول: بهترین لبخندتان را بشناسید برای داشتن عکس خوبپس برای اینکه در عکس خوب بیفتید، به عکس های قبلی خودتان نگاهی بیندازید و ببینید که کدام لبخند به صورتتان بیشتر می آید. حتماً موقعیت را در نظر داشته باشید و یاد بگیرید که آن لبخند را تقلید کنید تا هر موقع دوربین هویدا شد بتوانید دقیقاً همان لبخند را روی صورتتان بنشانید.
یکشنبه 27 بهمن 1392 :: 20:59 :: نويسنده : neloo
امامت عامل وحدت امت شاید بارها و بار ها نام خطبه معروف بی بی دو عالم حضرت صدیقۀ کبری فاطمۀ زهرا(س) را شنیده و یا آن را دیده و خوانده باشیم. خطبه ای که بزرگان شرح های زیادی بر آن نوشته اند، اما گاه مطلبی یا چیزی به خاطر معروفیت و در دسترس بودن آن، باعث می شود که آن را نبینیم یا اینکه نسبت به آن دوچار یک نوع روزمرگی شویم. علّامه عسکری در کتاب «سقیفه» به نقل از ابوبکر جوهری در شرح این واقعه چنین می نویسد: وقتی فاطمه دریافت که ابوبکر تصمیم دارد که فدک را به او باز پس ندهد،روسری خود را بر سر کشید و چادری بر خود پیچید و به میان گروهی از زنان از بستگانش ،در حالی که دامن پیراهنش پاهای شریفش را پوشانده بود و همچون پیامبر خدا (ص) قدم بر می داشت،به مسجد درآمد و بر ابوبکر که در میان گروهی فشرده از مهاجر و انصار و دیگران نشسته بود، وارد شد. پس ، پرده ای پیش رویش کشیدند. آنگاه (صدیقۀ کبری حضرت زهرا) ناله ای از دل کشید که مردم را سخت منقلب کرد و به شدت به گریه انداخت و مجلس متشنج شد.پس اندکی درنگ کرد تا جوشش آنان فرو نشیند و ناله ها و خروششان به آرامی گراید. سپس، سخن را به سپاس و ستایش خدای عزّ و جلّ گشود و درود بر پیامبر خدا فرستاد و سپس گفت:(4) جناب آیت الله سید عزالدین حسینی زنجانی در شرح این فراز از خطبه حضرت زهراء(س) چنین می گوید: «در این فراز، فاطمه (س) با استفاده از شیوه های جاری در اصول محاکمات، ابتدا به معرفی خود می پردازد. چه این که حکم، تابع موضوع آن است. و زمانی که موضوع حکم ثابت شد، قهراً حکم آن ثابت می گردد. از این رو می بینیم فاطمه نخست می فرماید: من فاطمه هستم! پدرم محمد است! تأکید می کند من فاطمه هستم. وقتی فاطمه بودن ثابت شد، صدیقه بودن، و سیدة نساءالعالمین من الاولین و الآخرین بودن ثابت می شود، پس هرچه می گوید حق محض است. فاطمه به آن مردم فریب خورده که سخنان او را می شنیدند، بر این نام تأکید می کند که احدی با آن نام ناآشنا نیست و مکرر این نام را همراه با احترام فراوان و عظمت از زبان پیامبر شنیده بودند. وقتی مردم فهمیدند فاطمه فاطمه است،دیگر ثبوت حکم ضروری است و آنچه می گوید راست و عین حقیقت است».(7) پی نوشتها: 1. کشف الغمه، ص124. کنزل العمال،ج 6 ص 220. صحیح ترمزی،ج2،ص 319
زن و کمال پذیری در آیات وحی موضوع «زن» یکی از پرماجراترین و پرفراز و فرودترین بحث های گذشته و حال بوده است. نگاه های تفریطی، افراطی، و واقعگرایانه، کلی ترین تقسیمی است که در این مقاله از آن یاد می شود. زن در خطبه هشتاد نهج البلاغه : حال لازم است به خطبه ی هشتاد نهج البلاغه مراجعه کنیم و معضل بحث کاستی های سه گانه را پاسخ بگوییم. اما این تحلیلی که شما خواهید خواند با دو پیش فرض است: فرض صحّت استناد به امام علی(علیه السّلام) فرض کلّی بودن، که شامل همه ی زنان بشود. برای فهم عمق مقصود امام از نقصان ایمان، به استدلال امام توجّه کنید: « فامّا نقصان ایمانهنّ فقعودهنّ عن الصّلاة و الصّیام فی ایام حیضهنّ»(13) پس دو ادعا را در اینجا مطرح کردیم: 1) می تواند در انحصار زنان نباشد. زیرا حضرت تعبیر «انّما» را که ظهور در انحصار باشد نیاورده اند. بلکه از «انّ» استفاده کردهاند. عقل نظری چیست؟ ج ـ عقل نظری، همان استعدادهای دماغی و مغزی آدمیان است که استدلال آفرین و ریاضی پرور است و در منطق صوری حرف اوّل را می زند و در چیدن استدلال، کاری به مقبول بودن و ارزشی بودن یا نبودن مواد استدلال ندارد. عقل عملی چیست؟ ج ـ عقل عملی با صحّه گذاشتن ها ، تصدیق ها، تکذیب ها، ارزشی بودن یا نبودن مواد استدلال کار دارد و به راحتی نمی گوید که «مفروض» ما است. لازم است ، پاسخ مناسبی به این ابهام بدهیم: «قوّام» به معنای سرپرست است. روشن است که برای اداره یک جامعه کوچک ـ مانند جامعه های بزرگ ـ نیاز به تقسیم مسؤولیت مبرم است. حتی تأکید شده است که در همسفری دو نفر یکی از آنها باید مسؤولیت بپذیرد. و امّا دلیل دوم سرپرستی مردان؛ می فرماید: « بما انفقوا...» به این دلیل که «انفاق» (خرج کردن) ، با مردان است. اگر از سویی خرج کردن را بر مردان واجب می کرد وا ز سوی دیگر می فرمود، سرپرستی با زن است، از نقطه نظر روانی، اختلالی در نشاط مردان بوجود می آمد: پی نوشت ها: 1ـ قرآن کریم ـ سوره ی نحل ـ آیه 97
حدّ رفاه در نگاه اقتصادی اسلام چیست؟ هم توصیه به استفاده از نعم الهی شده است و هم میفرماید: در حرامش عِقاب است و در حلالش حساب. تناسب این دو چگونه است؟ یکشنبه 27 بهمن 1392 :: 20:19 :: نويسنده : neloo
تأملی بر سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی نویسنده: ولی کوزه گر کالجی (پژوهشگر حوزه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز) منطقه آسیای مرکزی پس از سلطه اتحاد جماهیر شوروی در حوزه های مختلفی مانند ژئوپلیتیکی ، ژئواستراتژیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچری دارای اهمیتی روزافزون در نظام بین المللی گردید . به گونه ای که برآیند این تحول را باید شکلگیری یک « بازی بزرگ جدید» دانست که جایگزین « بازی بزرگ » درچهارچوب رقابت های قرن 19 شده است.
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تأسیس جمهوری های تازه استقلال یافته در آسیای مرکزی یکی از مهم ترین تحولات تاریخ معاصر به شمار می رود. « آسیای مرکزی یا همان « ورا رود» و « فرا رودان » ایرانی است که اعراب آن را « ماوراءالنهر » و یونانی ها آن را «Transoxina » نامیده و به انگلیسی «Central Asia » گفته می شود» . منطقه آسیای مرکزی با برخورداری از تاریخی کهن ، در طول قرن بیستم میلادی به عنوان بخشی از اتحادجماهیر شوروی سابق به شمار می رفت . پس از فروپاشی شوروی پنج جمهوری مسلمان نشین این منطقه یعنی قزاقستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان تبدیل به کشورهایی مستقل گردیدند . در حال حاضر این منطقه وسعتی بالغ بر 5 تا 6 میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 60 میلیون نفر ( با 40 میلیون مسلمان ) را شامل می شود. منطقة آسیای مرکزی پس از پایان سلطه اتحاد جماهیر شوروی در حوزه های مختلفی مانند ژئوپلیتیکی ( محل تلاقی قدرت های منطقه ای و فرامنطقهای) ، ژئواستراتژیکی ، ژئواکونومیکی ( منابع عظیم انرژی بویژه نفت و گاز حوزة خزر ) و ژئوکالچری ( بویژه در چهارچوب نظریه برخورد تمدن های هانتینگتون و بسترهای مناسب برای خیزش حرکات اسلام گرایی ) دارای اهمیتی روزافزون در نظام بین المللی گردید . به گونه ای که برآیند این تحول را باید شکل گیری یک « بازی بزرگ جدید» دانست که جایگزین « بازی بزرگ » درچهارچوب رقابت های قرن 19 شده است . تحت چنین شرایطی ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با چالش ها و فرصت هایی روبروست که شناخت صحیح آن ها می تواند زمینه ساز اتخاذ و پیگیری یک سیاست خارجی واقع گرا ، پویا و مطابق منافع ملی ایران باشد. حقیقت آن است که ایران به عنوان یکی از کشورهای مهم منطقه و همسایه جنوبی آسیای مرکزی، در برخورد با این کشورها با چالش ها و فرصت های ویژه ای روبرو شده است. جمهوری اسلامی ایران به جهت قرابت، علایق و مشترکات فرهنگی، تاریخی و دینی با کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی، در صدد نفوذ و حضور در هر یک از کشورها برآمد. اما طی دو دهه گذشته سیاست خارجی ایران با عوامل متعدد همگرایی و واگرایی مواجه بوده است که درک صحیح از آن می تواند به اتخاذ یک دیپلماسی واقع بینانه، پویا، همه جانبه و سازگار با واقعیت های منطقه آسیای مرکزی منجر شود و در قبال آن ایران بتواند در میان انبوهی از قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای سهم مناسبی از ظرفیت های سیاسی- اقتصادی و فرهنگی منطقه آسیای مرکزی را در اختیار بگیرد و در راستای تأمین هر چه بیشتر منافع ملی ، گسترش و تعمیق روابط میان طرفین و رسیدن به جایگاه اول اقتصادی ، علمی و فن آوری طبق سند چشم انداز بیست ساله تا سال 1404 گام بردارد. « جمهوری اسلامی ایران کشوری است با ملاحظات ملی ( صرفاً مربوط به سرزمین ایران) و فراملی ( عمدتاً مربوط به سرزمین اسلامی ) . به عبارت دیگر ، در اینجا هم منطق دولت – ملت و هم منطق دین یا به عبارتی ایدئولوژی حائز اهمیت است. ایجاد نوعی موازنه میان این دومنطق که دربرخی موارد متناقض می نماید ، وظیفه ای بسیار دشوار بردوش سیاستگذاران ایران بویژه در عرصه سیاست خارجی نهاده است » . از سویی دیگر به موازات این کشمکش تئوریک ، سیاست خارجی ایران در ابتدای دهه 90 میلادی و همزمان با تغییر ساختار نظام بین الملل با فرصت ها و چالش های نوینی روبرو گردید که ظهور پنج جمهوری مستقل در منطقه آسیای مرکزی را می توان یکی از مهم ترین آن ها دانست. اما علی رغم پیوندهای جغرافیایی ، تاریخی و فرهنگی ، تا کنون سیاست خارجی ایران نتوانسته است از جایگاه مطلوب ، موثر و مورد انتظار در منطقه آسیای مرکزی برخوردار گردد. در ابتدای دهه 90 میلادی و « در دوره سازندگی ، جمهوری اسلامی کوشید به عنوان میانجی برای حل وفصل بحران های منطقه ای عمل کند و در بحران قره باغ ( بین ارمنستان و آذربایجان درقفقاز) و تاجیکستان باچنین رویکردی وارد عمل شد و به گسترش روابط اقتصادی ، ایجاد شالوده ارتباطی و فعالیت های فرهنگی در چهارچوب نظام های سیاسی جدید بپردازد. دید وبازدیدهای مقامات دو طرف و راه اندازی خط هوایی میان تهران و مراکز جمهوری ها در این دوره جریان داشته است. خط آهن سرخس- تجن برای احیای جاده ابریشم و عضویت کشورهای منطقه در اکو مهم ترین فعالیت ایران در این سال ها بود » . متاسفانه از میانه دهه 90 میلادی به بعد به دلیل فقدان یک تعریف روشن از نقش ایران در منطقه آسیای مرکزی ، احیای قدرت روسیه و تسلط بیشتر این کشور بر تحولات این منطقه و دشمنی ژئوپولیتیک آمریکایی با ژئوپولیتیک ایرانی موجب تضعیف تدریجی جایگاه ایران در منطقه گشت. به طورکلی « در طول سال های اخیر ، سیاست ایران در اوراسیای مرکزی متاثر از شرایط پس از جنگ و محدودیت های بین المللی باقی مانده است. ایران دراین سال ها به خاطر نیاز به فن آوری های نظامی و غیرنظامی و رای روسیه در نهادهای بین المللی ، از هر اقدامی که وضع موجود را به چالش بطلبد ، خودداری کرده است. از این رو ، نه درنقش مرکز تمدن اسلامی و یا انقلاب اسلامی و نه در نقش محور حوزه فرهنگ وتمدن ایرانی عمل کرده است. در مجموع می توان سیاست ایران را درمنطقه بیشترتدافعی ( جلوگیری ازناامنی وتهدید احتمالی ) ، محتاطانه ، حفظ وضع موجود و حرکت در محدوده سیاست خارجی روسیه دانست و هیچ ابتکار عملی را نمی توان رادر آن مشاهده نمود. بنابراین ضرورت بازنگری کلی اما تدریجی و ارائه تعریفی روشن و دقیق در سیاست خارجی ایران درقبال منطقه آسیای مرکزی باتوجه به واقعیت های امروز کشورمان ، منطقه و محیط بین المللی بیش از هرزمان دیگری احساس می شود. در ترسیم هرگونه چشم اندازی باید به مولفه های فرهنگی و تمدنی ایران به عنوان مهم ترین عامل درپیشبرد سیاست خارجی ایران درمنطقه آسیای مرکزی توجه شود. چرا که « تحولات سیاسی در ایران و تاکید بر مذهب اسلام - ونه مسایل فرقه ای شیعی یا سنی – بستر مناسبی را برای همکاری تمدنی ، ضمن شناسایی تمایزهای فرهنگی در توسعه داخلی بوجودآورده است. مبنا قرارگرفتن اعتقادات بومی جهت فعالیت های سیاسی این کشور نباید با پویش های افراطی – انقلابی توام باشد. تحول پیشرونده به جای تغییرات افراطی ، آینده این کشور را رقم خواهد زد. چنین استراتژی انقباضی با بافت نظم نوین جهانی هماهنگی سامان بخشی دارد. تاکید بر فرهنگ بومی می تواند زمینه سالمی برای روابط متقابل در زمینه تمدنی ایجاد کند. در ارزیابی کلی از روند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درقبال منطقه اسیای مرکزی ونیز قفقاز می توان این گونه نتیجه گیری نمود که « سه گفتمان ایدئولوژیک، فرهنگى ـ تمدنى و ژئوپولیتیک در سیاست خارجى ایران در آسیاى مرکزى و قفقاز از ابتداى شکلگیرى این منطقه ظهور کردهاند. هریک از این گفتمانها داراى مرکز ثقل، دقایق و سویههاى متفاوت است. گفتمان ایدئولوژیک، در چارچوب مذهب تشیع و بر پایه ارزشها و آرمانهاى اسلامشیعى قوام مىیابد. کانون و هسته مرکزى گفتمان فرهنگى ـ تمدنى، دال متعالى «ایرانى بودن» نشسته است که به مفهوم غالب جهان ایرانى در سیاست خارجى معنا مىبخشد و گفتمان ژئوپولتیک بر پایه اندیشه ژئوپولیتیک مبنى بر پیوند وثیق بین منابع و عناصر جغرافیایى بهویژه موقعیت و جایگاه جغرافیاى کشور، و قدرت ملى و به تبع آن سیاست خارجى شکل مىگیرد. با وجود این منازعه و ضدیت گفتمانى، گفتمان ژئوپولیتیک در سیاست خارجى ایران به منزلت هژمونیک نسبى رسیده است. دو گفتمان دیگر به صورت پادگفتمانهاى گفتمان ژئوپولیتیکی در میدان گفتمانى حضور فعال داشتهاند. تاثیرگذارى گفتمانهاى ایدئولوژیک و فرهنگى ـ تمدنى بر سیاست خارجى ایران، حاشیهاى و ثانویه است. بنابراین برخلاف اعتقاد قائلان به دو گفتمان یاد شده، سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران بر پایه الزامات و دلالتهاى سیاست ژئوپولیتیک تنظیم و اجرا شده است.
نویسنده: حسین کبریاییزاده (کارشناس مسائل خاورمیانه)
تفاوت در خطمشیهای سیاسی اخوانالمسلمین را باید زاییده بسترهای متفاوت اجتماعی سیاسی رشد این جنبش در جهان اسلام دانست بهطوریکه بخشی از آن به تاریخ پرفراز و نشیب 90 ساله این جنبش در کشورهای مختلف برمیگردد.در این راستا، رهبران مصری جنبش که در پی تاسیس دولتی اسلامی مبتنی بر اصلاحات آرام و تدریجی بر مبنای الگوی آموزشی و برنامهریزی اجتماعی بودند با خفقان دوره عبدالناصر، مجبور شدند تا به کشورهای مختلف رفته و بنا بر فضای اجتماعی سیاسی در آن کشورها از الگوهای متفاوتی از اسلام سیاسی متاثر شوند. بهعنوان مثال، در آن مقطع عدهای به عربستان رفتند و تحت آموزههای خشک وهابی قرار گرفتند. گروهی مصر را به مقصد ترکیه و مالزی ترک کردند تا اسلام سیاسی آنها متاثر از جامعه میزبان متساهلتر از گروه اولی باشند. در نهایت نیز عدهای راه غرب را پیش گرفتند تا مدل حکومتداری آنها از اسلام فاصله بیشتری گرفته و به سمت لیبرال دموکراسی نزدیک شود. تشکیل این هستههای ابتدایی اثرگذار در تاریخ جنبش اخوان در مواجهه با فضای فعلی زیست آنها در 77 کشور اسلامی گونه بیشتری را در ساحت اندیشه و عمل، متوجه آنها کرد. از این رو، نگاه اخوانیون به مقوله اسلام سیاسی در کشورهای مختلف نیز با یگدیگر متفاوت گردید. مقایسه شرایط اخوانالمسلمین در کشورهای سوریه، ترکیه، مصر و اردن میتواند نوع نگاه و راههای رسیدن به اسلام سیاسی از منظر شاخههای اخوانی در این کشورها را روشن سازد. میدانیم که در سوریه حزب بعث50 سال حاکم بوده است و حکومتی متمرکز و عربی را ترتیب داده است که تحمل تحرکات اجتماعی، سیاسی و اسلامی را نداشته و بنابراین مباحث مرتبط با اسلام سیاسی نیز نمیتواند رونقی داشته است. در چنین فضایی که امکان فعالیت بدلیل فقدان مجاری مشارکت سیاسی از آنها سلب میشد اخوانالمسلمین سمت و سویی رادیکال به خود گرفتند و بنابراین با ساماندهی تشکلهای زیرزمینی در شرایط فعلی مشی مسلحانه از خود نشان دادند. برعکس در ترکیه و مصر ضمن توانمندی در تملک موسسات اقتصادی و خیریه و نیز حکومتهای متساهلتر نسبت به سوریه، به محض ایجاد فضا برای فعالیت، با توان قابل توجه وارد صحنه سیاسی شدهاند و عموما با توجه به وجود هستههای لیبرالی اخوانی در این کشورها، میانهروی و اعتدال سیاسی متمایل به غرب را در پیش گرفتهاند. امری که از آن در ادبیات سیاسی به عنوان اسلام سیاسی معتدل یاد میشود. در اردن اخوانالمسلمین این کشور با اخوانالمسلمین مصر مبانی اعتقادی مشترکی دارد. از اینرو، اخوانالمسلمین اردن، اصول کلی مورد نظر شاخه مادر را در مصر پذیرفته و بر این مبنا مطابق با اساسنامه اخوانالمسلمین مصر هدف خود را «برپایی دولت شایستهای میداند که احکام و آموزههای اسلام را عملاً پیاده و در داخل از آن حراست و در خارج آن را تبلیغ کند». همچنین «آزادی وطن اسلامی (فلسطین) از سلطه بیگانه و تشکیل دولت آزاد اسلامی» یکی دیگر از محورهای اساسی اشتراک اخوانالمسلمین مصر و اردن است. برغم این شباهتها، جهتگیری تاکتیکی و استراتژیکی این شاخه متفاوت از شاخه مصری آن است چرا که برای رسیدن به اساسىترین هدف خود یعنى اسلامى کردن جامعه، راه مماشات با دولت و حکومت اردن را در پیش گرفته است. بر این اساس اخوان اردن، با بهکارگیرى تبلیغ، ارشاد، ورود یا نفوذ در موسسات دولتى، شرکت در انتخابات و حضور در مجلس نمایندگان، زمینههاى تهیه، تدوین و تصویب قوانین اسلامى تلاش میکند زمینه ورود اسلام سیاسی به جامعه اردن را ایجاد کند. بنابراین تنوع و پیچیدگی شیوههای رفتاری اخوانالمسلمین برای پیادهسازی اسلام سیاسی در کشورهای مختلف و موضعگیریهای گوناگون رهبران آن در این خصوص باید با توجه به بسترهای کنش این جریان که مشتمل بر نظامهای سیاسی، جامعهشناسی سیاسی، طبقات اجتماعی جامعه، ساختارها و نظمهای ارزشی جامعه مورد نظر و تاریخچه شکلگیری ذهنیت رهبران آن جامعه است مورد تحلیل قرار گیرد. از اینرو، برغم آنکه موج بیداری اسلامی در منطقه موجب تشدید فعالیتها، اقدامات و نیز افزایش مطالبات شاخههای اخوانالمسلمین در کشورهای مختلف بهویژه در مصر بهعنوان شاخه مادر شده است ولی امواج بیداری اسلامی موجب شکلگیری امواج اسلام سیاسی مشابه در منطقه نخواهد بود.به نظر میرسد در آینده الگوهای متنوعی از اسلام سیاسی در خاورمیانه را به مانند طیفهای متنوع دموکراسی در جهان شاهد باشیم.
نویسنده: ولی کوزه گر کالجی(کارشناس و پژوهشگر مسائل آسیای مرکزی و قفقاز) مرور سیاستهای اعلامی دولت آذربایجان و اظهار نظرهای مقامات ارشد آذری در طی دو دهه اخیر حاکی از آن است که رویکرد امنیتی جمهوری آذربایجان به سمت رویکردهای غرب گرایانه سوق پیدا کرده است.
جمهوری آذربایجان همانند سایر جمهوری های قفقاز جنوبی از معضلات امنیتی متعددی رنج می برد که این امر بر رویکردهای امنیتی این کشور تاثیر مستقیمی داشته است. نگاهی به بیش از دو دهه جهت گیری سیاست داخلی و خارجی جمهوری آذربایجان، نشان می دهد که این کشور مهم ترین مشکلات و تهدیدات امنیتی خود را تطویل و لاینحل ماندن مناقشه قره باغ، رشد اسلام گرایی در داخل کشور، تحرکات وهابیون، اقدامات براندازی از سوی کشورهای خارجی، اقدامات جاسوسی ارمنستان، احتمال خرابکاری در خطوط لوله انتقال انرژی، اقدامات جدایی طلبانه اقلیت های قومی به ویژه لزگی ها و آوارها، تحرکات سرویس های امنیتی روسی و غربی و ارتباط آن ها با گروه های مخالف، احتمال وقوع انقلاب رنگی نظیر انقلاب گل رز گرجستان توسط مخالفان، تهدیدات امنیتی ترکمنستان در خزر بر سر چهار حوزه نفتی مشترک از جمله کپز یا سردار، لاینحل ماندن مشکلات مرزی با روسیه و گرجستان و همچنین افزایش حضور نظامی روسیه در ارمنستان می داند. با وجود این، شکی نیست که مهم ترین مشکل امنیتی جمهوری آذربایجان، مناقشه قره باغ و سیاست-های دولت ارمنستان در قبال این مناقشه است. پیشینه رویارویی نظامی با ارمنستان در سال های 94-1993 و از دست دادن منطقه قره باغ و نیز تداوم این مناقشه موجب شده است تا این موضوع در تمامی دکترین های نظامی آذربایجان در دو دهه اخیر به عنوان تهدید اصلی علیه امنیت ملی آذربایجان خوانده شود. در آخرین دکترین نظامی این کشور که در ژوئن 2010 به تصویب پارلمان آذربایجان رسید، در ماده 14 فصل دوم ( حریم امنیتی جمهوری آذربایجان)، موارد زیر به عنوان عوامل اصلی تهدید معرفی شده اند: «ادامه اشغال قسمتی از خاک جمهوری آذربایجان از سوی جمهوری ارمنستان، اجرای خط مشی پاکسازی قومی خاک ارمنستان از وجود سکنه آذری آن کشور، تخریب تاسیسات زیربنایی اقتصادی، اجتماعی (در اراضی اشغالی آذربایجان) و تداوام خط مشی تجاوزگری دولت ارمنستان». در پایان این ماده نیز تصریح شده است: «ارمنستان مهم ترین عامل تاثیرگذار بر حریم امنیت ملی جمهوری آذربایجان است». مخرج مشترک همه موارد یاد شده، تعریف ارمنستان به عنوان تهدید اصلی علیه امنیت ملی آذربایجان و حل و فصل مناقشه ناگورنو-قره باغ به عنوان اولویت اصلی باکو است. از این رو درک رویکردهای امنیتی آذربایجان در گرو بررسی سیاست های این کشور در حل و فصل این مناقشه در طی دو دهه اخیر است. مرور سیر تاریخی تحولات امنیتی آذربایجان حاکی از فراز و نشیب های فراوان در رویکرد امنیتی این کشور است. در ابتدای استقلال آذربایجان و در دوره کوتاه ریاست جمهوری ایاز مطلب اف، اولین رئیس جمهور آذربایجان (30 اوت 1991 تا 6 مارس 1992) رویکردهای امنیتی باکو کاملاً منطبق با سیاست های روسیه بود. در طول حاکمیت یک ساله جبهه خلق به رهبری ابوالفضل ایلچی بیگ، (16 ژوئن 1992 تا اول سپتامبر 1993) به دلیل حاکمیت دیدگاه های ملی گرایانه افراطی، دیدگاه امنیتی آذربایجان بر تبعیت محض از ترکیه و طرح تبلیغات قومی در منطقه استوار بود. بروز جنگ با ارمنستان و از دست دادن منطقه قره باغ عامل مهم گرایش آذربایجان به ترکیه – به عنوان جدی ترین متحد در برابر ارمنستان- در این مقطع به شمار می رود. با روی کار آمدن حیدر علی اف در سال1993 و حضور ده ساله وی در قدرت (3 اکتبر 1993 تا 31 اکتبر 2003) دیدگاههای امنیتی آذربایجان تا حدودی تکوین یافت. در این مقطع، کوشش علی اف معطوف به ایجاد یک سیاست خارجی و امنیتی متوازن میان روسیه و غرب بود. اما علی رغم کوشش و به تعبیری بهتر سیاست اعلامی دولت علی اف در اتخاذ سیاست متوازن، در عمل سیاست خارجی و رویکرد امنیتی آذربایجان به تدریج به سمت غرب گرایش پیدا کرد. نقطه عطف این تغییر رویکرد را باید در تحولات امنیتی سال 1999 این کشور جستجو نمود. در این سال جمهوری آذربایجان سه نوع درخواست را برای حضور نیروهای خارجی یا پایگاه خارجی در این کشور را مطرح کرد. در نخستین درخواست، مقامات آذربایجان بویژه صفر ابی اف، وزیر دفاع وقت این کشور و وفا قلی زاده، مشاور سیاسی علی اف، خواهان استقرار نیروه ها و پایگاه نظامی آمریکا یا ناتو در پایگاه پدافند هوایی ناسنوسی در 45 کیلومتری شمال باکو شدند. در درخواست دوم، برخی دیگر از مقامات آذربایجان، خواهان انتقال پایگاه آمریکایی اینجرلیک از ترکیه به شبه جزیره آبشرون شدند و در نهایت، در سومین درخواست، دیگر مقامات آذری خواهان تاسیس پایگاه نظامی ترکیه در این کشور شدند. اهمیت طرح این درخواست ها (صرف نظر از میزان عملی شدن آن ها) در این بود که تا سال 1999 جمهوری آذربایجان همواره افتخار می کرد که بر خلاف دو جمهوری دیگر قفقاز، در این جمهوری هیچ نیروی خارجی یا پایگاه نظامی خارجی وجود ندارد. اعلام آمادگی آذربایجان برای میزبانی پایگاه های نظامی آمریکا، ناتو و ترکیه در این سال حاکی از ماهیت فرامنطقه-ای و غرب گرایانه رویکردهای امنیتی آذربایجان بود؛ امری که در تضاد کامل با رویکرد امنیتی ارمنستان و روسیه قرار داشت. تحول مهمی که علاوه بر این درخواست ها در سال 1999 بوقوع پیوست و نشانه دیگری بر رویکرد جدید امنیتی دولت آذربایجان بود، خروج باکو از پیمان امنیت دسته جمعی کشورهای مستقل مشترک المنافع در این سال است. آذربایجان با تاکید بر هژمونی روسیه در جامعه کشورهای مستقل کشورهای مشترک المنافع و نیز ناکارآمدی پیمان امنیت دسته جمعی در حل و فصل معضلات امنیتی منطقه ای، رسماً از این پیمان امنیتی همسو با اهداف روسیه خارج شد. اگرچه این دلایل تا حدی درست بود، اما باکو برای این اقدام خود دلایل محکم تری داشت. در واقع علت اتخاذ این تصمیم را باید در این نکته جستجو نمود که در چهارچوب دیدگاه امنیتی ناتوگرایانه، مقامات آذری به این باور رسیده بودند که تا زمانی که همکاری باکو با جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع ادامه یابد، ارتقای روابط این کشور با ناتو و عضویت در آن ممکن نخواهد بود. علاوه بر این عوامل دیگری نیز چون فروش تسلیحات نظامی روسیه به ارمنستان بر ترغیب مقامات باکو در الحاق به ناتو بسیار تاثیرگذار بود. همین مسائل موجب شد تا صفر ابی اف، وزیر دفاع وقت آذربایجان در دیدار با پیتر گلایبر، معاون دبیرکل ناتو در 27 می سال 2000 صراحتاً خواستار عضویت جمهوری آذربایجان در ناتو بشود؛ تقاضایی که از سوی مقامات ناتو رد شد و به جای آن تنها بر گسترش مناسبات ناتو با آذربایجان تاکید شد. در واقع، علی رغم اشتیاق باکو به الحاق هر چه سریع تر به ناتو، توسعه روابط آذربایجان و ناتو از روند نسبتاً کندی برخوردار است. سایه سنگین مناقشه آذربایجان و ارمنستان بر سر قره باغ موضوعی است که بیشترین تاثیر را در این زمینه داشته است. محدویت های ناشی از مقررات بخش 907 قانون حمایت از آزادی که در اوایل دهه 1990 در کنگره آمریکا به تصویب رسید و به موجب آن ارائه هر گونه کمک نظامی به جمهوری آذربایجان ممنوع گردید نیز بر روند همکاری ناتو با آذربایجان تاثیر منفی برجای نهاده است. وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 بر جایگاه امنیتی منطقه قفقاز جنوبی بویژه آذربایجان در معادلات امنیتی ناتو بیش از گذشته افزود. اعزام نیروی نظامی به افغانستان و عراق- در چهارچوب مبارزه با تروریسم و عملیات حفظ صلح ناتو، عضویت مجمع پارلمانی ناتو در نوامبر 2002، مشارکت فعال در نهاد موسوم به «ابتکار روز-روث»، مشارکت آذربایجان در برنامه موسوم به «همکاری انفرادی با ناتو» در سال 2004 و استاندارد سازی زیرساخت های نظامی و دفاعی آذربایجان مطابق با استانداردهای ناتو و تصریح آن در ماده 61 فصل هفتم دکترین نظامی این کشور از جمله مهم ترین آن به شمار می رود. افزون بر علاقه مندی آذربایجان به حضور در فعالیت های ناتو، اقدامات این کشور در پیمان گوام نیز می تواند نشانه دیگری از رویکرد امنیتی غرب گرایانه و فرامنطقه ای باکو در طی سال های اخیر تلقی شود. از آنجا که نگاه به غرب و قطع پیوندهای گذشته با روسیه مهم ترین انگیزه های مشترک دولت های عضو در تشکیل پیمان گووام بود و به طور مشخص در حوزه مسائل امنیتی، رهبران دولت های عضو همواره تاکید کرده اند که همگرایی در ساختارهای اروپایی و فراآتلانتیکی به طور اساسی تهدیدها و خطرهای امنیتی را کاهش می دهد، حضور فعال آذربایجان در این پیمان به منزله تایید بر رویکرد آتلانتیک گرایی و نزدیکی بیشتر به سازمان ناتو بود. افزون بر پیمان گوام، عضویت و مشارکت فعال آذربایجان در پیمان امنیتی ترابوزان نیز حاکی از رویکرد متفاوت امنیتی این کشور نسبت به دولت هایی چون روسیه و ارمنستان است. پیمانی که پس از وقوع حادثه تروریستی یازده سپتامبر با حمایت واشنگتن به منظور پوشش امنیتی منطقه قفقاز شکل گرفت و اگرچه هدف از تشکیل آن مبارزه مشترک با تروریسم و جرایم سازمان یافته اعلام شد اما این پیمان نیز به مانند گوام در راستای محدود نمودن نفوذ روسیه و نیز ایران در منطقه قفقاز شکل گرفت که این هدف کاملاً در راستای رویکرد امنیتی آذربایجان قرار داد. افزون بر همکاری و عضویت آذربایجان در سازمان های امنیتی غرب گرا، همکاری گسترده امنیتی این کشور با ایالات متحده نیز نشانه دیگری از رویکرد امنیتی غرب گرایانه دولت آذربایجان است. درخواست برای استقرار پایگاه های آمریکا در خاک آذربایجان، پیوستن به ائتلاف ضد تروریسم به رهبری آمریکا در سال 2001، در اختیار قرار دادن فضای جمهوری آذربایجان به هواپیماهای آمریکایی برای حمله به عراق و افغانستان، اعزام نیرو به عراق و افغانستان به عنوان اولین کشور اسلامی، دریافت پنج میلیون دلار کمک نظامی، برگزاری تمرین مشترک با آمریکا در خزر در سال های 2003 و 2004 و استقبال از حضور نیروهای واکنش سریع آمریکا برای تامین امنیت خط لوله باکو-تفلیس- جیهان تنها بخشی از تحولاتی هستند که به خوبی رویکرد سیاست خارجی و امنیتی دولت آذربایجان را نشان می دهد. در مجموع مرور سیاست های اعلامی دولت آذربایجان و اظهارنظرهای مقامات ارشد آذری در طی دو دهه اخیر حاکی از آن است که رویکرد امنیتی جمهوری آذربایجان به سمت رویکردهای غرب گرایانه سوق پیدا کرده است. خروج این کشور از پیمان های امنیتی همسو با مواضع و اهداف روسیه بویژه پیمان امنیت دسته-جمعی و همکاری این کشور با نهادهای امنیتی جهان غرب بویژه ناتو و نهادهای منطقه ای همسو با اهداف غرب مانند گوام و ترابوزان و نیز گسترش روابط دو جانبه امنیتی- دفاعی با ایالات متحده آمریکا شواهدی است که این ادعا را تایید می کند. این رویکرد موجب فاصله گرفتن تدریجی و البته آشکار آذربایجان از دیدگاه های امنیتی فدراسیون روسیه و نیز ارمنستان شده و موجب شکل گیری الگوهای امنیتی متفاوتی در سطح منطقه قفقاز جنوبی در طی یک دهه اخیر گشته است.
وقوع انقلاب اسلامی ایران با نگرانی جدی مقامات جنوب شرقی آسیا از جمله اندونزی روبه رو گردید. معهذا هیچیک از این دولتها مشخصاً به دنبال انتقاد علنی از پیروزی اسلام بر امپریالیسم غربی و مشی سکولار نبودند. واکنش رسمی اولیه دولت اندونزی سکوت بود. در دهه 1980 در سرتاسر جنوبشرقی آسیا علائمی به چشم میخورد و ادعاهایی در مورد تلاشهای ایران به منظور جلب حمایت جوامع مسلمان محلی نسبت به انقلاب اسلامی مطرح میشد؛ ولی هیچ مدرک قاطعی در مورد گروههای آشوبطلب خواستار جلب حمایت ایران ارائه نمیگردید. در مجموع با وجود تمام موانعی که توسط دولت اندونزی ایجاد شده بود به اجماع ناظران مسائل جنوبشرقی آسیا انقلاب اسلامی نفوذ مهمی بر آگاهی مذهبی در این منطقه داشته < یکشنبه 27 بهمن 1392 :: 19:42 :: نويسنده : neloo
میراث حقوق بشر منشور کوروش در تاریخ بزرگانی بوده اند که گفتار و کرداری فراتر از زمان خود به انجام رسانده وعملا به سمبل و نمادی فرا ملیتی تبدیل شده اند. از جمله کوروش بنیان گذار سلسله ی هخامنشی را به جهت عملکردش در برخورد باملل مغلوب به سمبل و نمادی فرا ملیتی دست یازیده است.صاحب نظران فرهنگ و تمدن بشری منشوری را که به فرمان او پس از فتح بابل نگا شته شده ، میراث همگانی و متعلق به همه ی انسان ها دانسته اند در سا ل 1971 میلادی /1350 هـ . ش سازمان ملل متحد منشور کوروش را به عنوان « نخستین منشور حقوق بشر» به هفت زبان زنده ی دنیا ترجمه و نمونه ی بدل استوانه ی کوروش را در مقر اصلی سازمان ملل متحد در شهر نیویورک در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار شورای قیمومیت قرار دادند. با توجه به اینکه اعضای مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1948 میلادی / 1350 هـ . ش اعلامیه ی حقوق بشر را در یک مقدمه و 30 ماده تصو یب نمو د ند بی گمان وجود نقطه نظرات مشترک مندرج در منشور کوروش شاه بزرگ هخامنشی ، کشورهای عضو مجمع عمومی سازمان ملل را ترقیب به اعلام این منشور به عنوان« نخستین منشور حقوق بشر» نموده است . این منشور ، استوانه ای گلی است ؛ که در پی کاوش های با ستان شناسی تمد ن های کهن میا ن دورود به سال 1879 میلادی / 1258 هـ . ش باستا ن شنا س به آ ن دست یافتند . استوانه ای از گل ر س ، به ابعاد 5/22 سا نت طول و11 سا نت عرض ، که دور تا دور آ ن 45 سطر به خط و زبا ن اکدی (بابل نوین) به سال 539 پیش از میلاد ، به فرمان کوروش بنیان گذار سلسله ی هخامنشی پس ا ز شکست نبو نید پادشاه با بل و تصر ف آ ن سر ز مین نگا شته شد ه و در نیا یشگا ه إ سَگلیه ( معبد مردوک ) جا ی گر فت. در سا ل1375 بخشی از یک لوحه ی استوانه ای که تصور می شد مربوط به نبونید است جهت پیوستن به استوانه ی اصلی از آمریکا به موزه ی بریتیش پترولیوم انگلستان منتقل شد و به استوانه ی اصلی پیوست شد . منشور کوروش در واقع بیانگر شیوه ی کشورداری و اداره سرزمین های مغلوب از سوی شاهان هخامنشی است .این منشور را به لحاظ محتوایی می توان به دو بخش تقسیم نمود : بخش نخست : اعلامیه ی کاهنان شهر معبد ، شهر بابل « بابل از دو جزء بابل و ایلو به معنی درگاه و بارگاه خدا تشکیل شده است » به مناسبت ورود کوروش به بابل است . بخش د وم : د ید گا ه ها ی کو روش در مو رد حقوق مردم سرزمین های مغلوب و آزادی عمل آنها در اجرای رسوم و آیین ها ی اعتقا دی است در بخش نخست پس از آنکه کوروش در سطر نخست خود را شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه توانا ، شاه بابل ، شاه سومر و آکد . . . شاه نواحی جهان چهار (گوشه جهان) معرفی می کند کاهنان بابل به بیان روند تحولاتی پرداخته اند که منجر به ورود کوروش به خواهش آ نان از مردوک و توجه « الیل » خدا ( مردوک ) خدای بزرگ و پشتیبان مردم شهر بابل که به خواهش آنان که چنین گفتند : « بشود که توجه وی به همه ی مردم که خانه هایشان ویران شده معطوف گردد » این بیانات 19 سطر را به خود اختصاص داده است . د ر بخش د وم کورش که خود را ، شاه بابل ، شاه سرزمین سومر و آ کد و شاه چهار گوشه ی جهان ، پسر کبوجیه ، شاه ا نشان که فرما ن روایش را بعل و نبو خدایان بابل گرامی داشته و آنگاه مردوک خدای بزرگ موجبات اطاعت و فرمانبرداری و علا قه ی مردم بابل نسبت به او را فراهم نموده است پس از معرفی خود که بعدها جا نشین بر جسته اش داریوش به پیروی از او در کتیبه ها و نقش برجسته ها به معرفی خود می پردازد ، برخورد با ملل مغلوب و گستره ی قلمرو خویش را همراه با آیین و روش کشورداری از زمان مراسم تاجگذاری در شهر بابل می آموزد . گزنفون مورخ یونانی صد سا ل پس از کوروش در خصوص تلاش او در جلب علاقه ملل مغلوب به حاکمیتش ، به توصیف مراسم تاجگذاری کوروش در شهر بابل اینگونه پرداخته است ، کوروش در این مراسم ضمن توجه به رسم دربار هخامنشیان و به کار گیری سپاه جا وید ان پارسی به عنوان اصلی ترین نیروی تدارکاتی و دفاعی به نحوه ی احترام به حقوق ملل تابعه پرداخته است ، از آن جمله استفاده از لباس فرم ارتش ماد و همچنین بکارگیری ارتش متحد ماد در طرف چپ راه شاهی ، واختصاص قربانی جهت ایزد خورشید پارس ها ( میترا ) وخدای خورشید بابلیان ( شمش ) با اجازه حضور مردم بابل که می توانستند خواسته های خویش را به گوش شاه برسانند و آنگاه به بیان شیوه ی خردمندانه اش دربرخورد با مردم بابل می پردازد در سطر 24 آورده است « من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و آکد تهدید کننده ی دیگری پیدا شود » و در سطر 25 و 26 از تلاش ها یش جهت سعادت و باز گردان آرامش و آبادانی و ترمیم ویرانی ها سخن به میان آورده است . احترام به آداب و رسوم و ایین ها و اعتقادات ملل تابعه از سوی او در شرایط زمانی که فاتحان ملل مغلوب را قتل عام می کردند و سرزمین آنان را ویران می نمودند کوروش هخامنشی را خردمند ترین پادشاهان جهان قرار داده ، که این امر مایه ی افتخار ایرانیان با تمد ن کهن چند هزار سا له است . منبع ، ایرانویج ، بهرام فره وشی موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران آشنايي با گوهر تپه : گوهر تپه در يازده كيلومتري شمال غربي شهر تاريخي بهشهر (مازندران) و نزديك دوغار باستاني هوتو و كمربند قرار گرفته است. گوهر تپه يكي از كهن ترين تپه هاي باستاني كشور به شمار مي آيد. اين تپه داراي لايه هاي تمدني گسترده اي است، بر اساس آخرين بافت هاي تيم باستان شناسي سابقه زندگي در اين منطقه به بيش از 7000 سال پيش مي رسد. اين تپه باستاني با وسعتي بيش از 50 هكتار نشان از استقراري توام با پيشرفت و گسترش داشته است، آثار بدست آمده در گورهای گوهر تپه در ارتفاع بسيار كمي از سطح زمين هاي زراعي قرار دارد به طوري كه مي توان اطمينان داشت كه برخي از آثار با شخم زدن زمين به راحتي از ميان مي رود . شايد وجه تسميه اين تپه نيز به همين نكته بر مي گردد كه براحتي مي توان در اين زمين ها به اشياي با ارزش دست يافت، گوهر تپه داراي آثار باستاني مي باشد، حالت پلكاني اين مكان اولين چيزي است كه توجه هر بيننده اي را به خود جلب مي كند. به گفته كارشناسان هر طبقه نشانه يك دوره از زمان است، هر چه به طبقات پايين تر مي رويم قدمت مكان بيشتر مي شود. اين تپه ها انسان ساز است يعني با گذشت زمان مردم ساكن ، با از بين رفتن مكانهاي قبلي به مكانهاي بالاتر آمده اند در بررسي ها و حفاريهايي كه انجام شد آثار و اسكلت هايي بدست آمده كه نشان مي دهد اين مكان در عصر نوسنگي شكل زندگي روستا نشيني داشته و در دوره برنز و مفرغ مورد توجه قرار گرفته است و حالت شهرنشيني پيدا كرده است . احتمالاً تا دوره برنز مياني فضاي مسكوني و محل دفن در يك مكان بود اما در دوره برنز متأخر (4000 سال قبل) هم از وسعت شهر كاسته شد و هم قبرستان را به خارج از فضاي مسكوني انتقال دادند. در بين دوره برنز و آهن حدود 2000 سال اين منطقه خالي از سكنه شد و در عصر آهن قبرستان را به خارج از مكان مسكوني بردند و مكان داراي سراشيبي را برگزيدند تا شاهد نفوذ آب نباشند، با بررسي اسكلت ها متوجه شدند بعضي از افراد دفن شده در اين منطقه مهاجر و نيم ديگر بومي بودند، قديمي ترين تدفين اين مكان مربوط به 4 تا 5 هزار سال قبل است. كاوش هاي باستان شناسي در گوهر تپه به كشف بقاياي چند پيكره گاو كه احتمالاً براي انجام مراسم مذهبي مورد استفاده قرار مي گرفتند منجر شده است. اشياء بدست آمده نوعي پيكره سفالي با فضاي توخالي است كه در آن مايع مقدس ريخته شده و در مراسم مذهبي مورد استفاده قرار مي گرفته است، ريتون هاي كشف شده شكسته هستند، اما ريتوني كه سالم مانده از بقيه بزرگتر است و نشان مي دهد تا چه اندازه هنرمندانه ساخته شده است، ريتون ها غالباً در مكان هاي مذهبي از قبيل پرستشگاه مورد استفاده قرار مي گرفتند، اما ريتون هاي كشف شده در گوهر تپه داخل يك پيك (زباله داني) درون بخشي از يك معماري كشف شده است. تازه ترين كاوش هاي باستان شناسان در اين محوطه، به كشف يك وسيله ناشناخته از جنس استخوان در كنار يك اسكلت منجر شد كه به اعتقاد برخي موسيقيدانان برجسته مازندراني به ساز قره ني شباهت دارد. اين شي 3 هزار ساله قديمي ترين ساز كشف شده در حاشيه درياي خزر خواهد بود. اين شي از شاخ گوزن ساخته شده و به انتهاي آن يك ورق مفرغی با 7 عدد ميخ پرچ شده است رو ي اين شي استخواني چند سوراخ ديده مي شود. در گوهر تپه هم ظروف دست ساز و هم ظروف چرخ ساز و اشياء ديگري يافت شده است .نظير ظروف سياه رنگ و قرمز رنگ و ظروف نوك منقاري يا آب ريز كه مخصوص تدفين بود و كار برد روزانه آن جهت تصفيه مايعات بوده، ظروف دسته دار مخصوص آب و غذاي پس از مرگ، حفره كه به عنوان منبع ذخيره سازي غذا استفاده مي شد، ظروف عودسوز ، جام مي و پيمانه، ظرف پخت و پز و پيمانه هاي مواد غذايي، ظروفي با اشكال هندسي، سر نيزه تيغه هاي سنگي كه حكم چاقو را داشتند، ابزار درو محصولات كشاورزي ، ابزار شبيه نوك پيكان ، قاب هايي كه به عنوان ابزار بازي يا شمارش استفاده مي شد ، قره ني از آلات موسيقي مخصوص مازندران، هاون سنگي براي آرد كردن ذرت و ... ، سنگ صاف براي ساييدن كه سطح آن سيقل دارد ، پاشنه در سنگ هاي صاف براي تيز كردن ابزار جنگي ، سنگهاي مادر كه تيغه هاي سنگي از آن جدا كرده و بعنوان ابزار برش و درو كاربرد داشتند ، چند پايه از ظروف سفالي ، دستبند مفرغی ، گوشواره ، حلقه مفرغی ، سنجاق سر ، مهره ها سنگي ، خنجر مفرغی و آهني ، سرنيزه و پيكان مفرغی ، دوك هاي سفالي مخصوص نخريسي ....، اجساد : تمامي اجساد بصورت مرگ طبيعي مرده اند ، احتمال مي رود كه سقف بر روي مردم فرود آمده باشد ، زيرا اجساد يافت شده به شكل جنيني يا چمپاتمه اي يا حالت آرامش قرار دارند ، دو نمونه تدفين غير جنيني در اين مكان يافت شد يكي مربوط به اسكلت زن و مرد ديگري مردي به حالت طاقباز ، ميانگين قد اسكلت ها 80/1 تا 75/1 بوده و ميانگين سن آنها 30 تا 35 سالگي است 2 الي 3 تدفين بالاي چهل سال و يك بچه 8 الي 10 ماهه را شاهد هستيم . دندانهاي بيشتر اسكلت ها سالم بوده و نشان مي دهد اكثراً در ميانسالي فوت كرده اند ، طبق نظر كارشناسان دختران اين شهر در سنين بسيار پايين فوت كرده اند ، تدفين هاي حفره اي هم در اين مكان يافت شده است ، ابزار كنار اجساد نشان از طبقه اجتماعي آنان دارد ، مثلاً اسكلت دختري 18 ساله كه بصورت خمره دفن شده فقير بوده ، زيرا در كنار او هيچ چيز خاك نشده بود ولي اسكلت خانمی را مي بينيد كه با گيره مو و شمعداني ها ، انگشت دانه و .... خود دفن شده كه نشانه ثروتمندي اوست
سكه در عهد اشکانیان چکیده در این تحقیق سعی شده است که به تحول سکه در زمان اشکانیان پرداخته شود انسان ها از قدیم الایام نیازهایی دارند که یکی از این نیازها سکه یا همان مبادله است که با اختراع سکه نیازهای مادی مان برطرف شد. مقدمه مردمان اولیه و بدوی برای زندگی و رفع حوائج روزانه همیشه در تلاش وضع بهتر و تامین آسایش بیشتر بوده اند و همین اصل یعنی عشق به حیات بوده که تاریخ تمدن را به وجود آورد و ملتها را به طرف روزگاران بهتر و اختراعات و اکتشافات وا داشت ، کشف آتش و به کاربردن فلزات هریک مبدا مهمی در سیر تکامل بشر بوده است از وقتی که زندگی اولیه به صورت خانواده و قبیله در آمد و به طور کلی اجتماع شروع شد ، انسان ها احساس کردند که به کمک یکدیگر نیاز دارند و ناچار هریک با سعی و عمل خود به رفع حوایج دیگری پرداخت تا توانست از دسترنج دیگری منتفع گردد، انسان ها برای اینکه بتوانند نیازهای مادی خود را برطرف نمایند مجبور بودند باه م مبادله نمایند تا بتوانند وسایلی که توان تولید آن را ندارند اما در زندگی روزمره خود به آن نیازمند هستند را بدست بیاورند ، از این به فکر این افتادند که مشکل را حل نمایند که با اندیشه وتدبیر به اختراع سکه رسیدند. اولین سکه در ایران نخستین سکه طلا دريك daric سکه زرین داریوش ( 485-521 هجری قمری ) بوده است. داریوش پادشاه که تابعانش به او لقب بازگان داده بودند به خوبی درک کرده بودند که برای کامیابی وموفقیت در اداره امور کشور بایستی اقتصادی صحیح و سالم داشت نخستین گام « یک دستگاه منظم وزن ها و اندازه هاست » و بالاخره نیز در این کار موفق شد. ( وثیق 1387 : 26 ) داریوش ضرب سکه طلا را در سراسر شاهنشاهی و ممالک تابعه آسیا به خود منحصر کرده بود و کسی حق تخلفی از این امر را نداشت به طوری که ساتراپ مصركه آریا نام داشت به تقلید از داریوش از آن آگاه شد، فرمان داد او را به گناه خود سری بکشند. ( همان ) عایداتی از آسیا وسایر ممالک به خزانه شاهی می رسید . رسم این بود که « فلزات را ذوب کرده و در ظرف های گلی می ریختند سپس این ظروف را شکسته شمس هاي فلز را انبار می کردند. و هروقت احتیاج به پول پیش می آمد مبلغ ضروری سکه را می زده اند. شاه طلا را اساس و نمونه قانونی عیار سکه قرار داده بودند سکه طلا همان «دریک » بود که فقط شاه میتوانست ضرب کندو 42/8 گرم وزن داشت که وزن آن قدری بیشتر از وزن سکه های کزروس بود که 17/8 گرم وزن داشته است. ( همان )
سلسله اشکانیان اشاره ای به پیدایش این سلسله وظهور و سقوط آن در صحنه تاریخ ، یکی ادوار مهم تاریخ ایران دوران حکومت پارتیان است دوره ای بس درخشان و پر عظمت که فرمانروایان آن توانستند با تدبیر و دلاوری و شجاعت دست جانشینان اسکندر را از سرزمین ایران کوتاه نمایند و بنیان حکومت شان تا مدت 5 قرن تداوم بخشید. پارتها تیره ای از قبایل آریایی بودند که بخش از قوم داهه محسوب می شدند آنها ابتدا به صورت قبایل چادر نشین در نواحی مجاور رود جیحون تا استپ های کرانه ی خزر و دریاچه اورا ل زندگی می کردند ( سرافراز ، 1385 ، ص 23 ) سکه های اشکانی سکه های اشکانی از اسناد و مدارک گرانبهای تاریخ ، فرهنگ و هنر ایران به شمار می روند تصویر فرمانروایان پارتی بر این سکه ها در ردیف شاهکارهای هنر ایران محسوب می شود سکه های اشکانی از جنس نقره و برنز هستند . مبنای پول نقره درهم نامیده می شود که تقسیمات کوچکتر آن ابول و بزرگتر چهار درهم بود واحد سکه برنزكالكوي نامیده می شود برروی سکه ها تصویر واقعی فرمانروای اشکانی در حالیکه به سمت چپ می نگرد نقش گردیده است. اما به ندرت سکه هایی از شاهان اولیه اشکانی به دست آمده که صورت فرمانروا در جهت سمت راست تصویر حک شده است. مانند سکه های ارشک اول و بعضی سکه های مهرداد اول ، فرهاد دوم و مهرداد دوم ، گاهی نیز چهره شهریار اشکانی به صورت تمام رخ در روی سکه نقش گردیده است مانند بعضی سکه ای مهرداد سوم ، اردوان سوم و نن دوم و بلاش چهارم ، درسکه های فرهاد پنجم تصویر فرمانروا در روی سکه و ملکه موزا در پشت سکه دیده می شود. ( سرافراز ، 1385 ، ص 27-28 ) روی سکه – نقش نیم رخ بسیار زیبای شاه پارت با کلاه مخصوص پارت ها که لبه ی آن تا روی پیشانی آمده و زبانه ای روی گوش تا گردن را گرفته و قسمتی پشت سر و موها را پوشانیده است. ( بیانی ، 1381 ، ص 26 ) اشکانیان برای تسهیل امور تجاری وبازرگانی و گسترش آن ، پول خود را بر مبنای تازه ای قرار ندادند بلکه اصول و روش پول سلوکی ها ، ترتیب آتیک – را ادامه دادند ، این شیوه موجب توازن پولی با همسایگان غربی و سپس با رومیان گردید ، بعضی از سلسه های محلی – که حکومت پارت را برخویشتن شناخته بودند چون عيلام و پارس از خود سکه می زدند ، از شاهان اشکانی حتی یک سکه طلا هم دیده نشده است ودر صورت وجود ، جعلی ، مزورانه ، قلب مطلق و بدون شبهه می باشد. ( وثیق ، 31:1387 ) جنس سکه و اوزان آن ها سکه های اشکانی از جنس نقره و برنز هستند به جزء یک مورد استثنایی سکه طلا دیده نشده است ، به عبارت دیگر سکه های طلا ضرب ننموده اند ، سکه نقره درهم نامیده می شد. که واحد بزرگتر آن چهاردرهم و واحدهای کوچکتر آن سه اُبول و دو اُبول بودند ، وزن چهار درهم ها در اوایل جدود 5/16 گرم بوداما به تدریج از وزن آنها کاسته شد به طوری که در اواخر حکومت اشکانیان وزن آنها به حدود 13 گرم و حتی کمتر رسید تا جایی که برخی از محققان به اشتباه آنها را سه درهمی نامیدند ، عیارچهار درهم ها در ابتدا خوب بود ، اما در اواخر حکومت به علت ضعف دولت اشکانی به تدریج به پستی و ناخالصی گرایید وزن درهم حدود چهار گرم بود سکه های برنزی تقریبا در تمام دوران فرمانروایی اشکانیان در اندازه های کوچک و بزرگ اوزان مختلف از چهارده گرم تا 7/0 گرم ضرب می شد. (سرافراز ، چاپ پنجم ، 29-30 ) سکه های اشکانیان فقط از نقره یا مس می باشد و در زمان آنها پول و طلا تنها از راه تجارت به ایران وارد می شده است. ( وثیق ، 32:1387 ) نوع و جنس فلزات چون در دوران بسیار قدیم از عهده تصفیه فلزات بر نمی آ»دند و نمی توانستند آن طور که لازم بود فلز را خالص کنند و از مواد خارجی جدا نمایند به ناچار فلزات به همان وضعی که استخراج می شده است به کار رفته است . ( بیانی ، 46:1385 ) جنس فلز هر محل اغلب معرف وضع اقتصادی و قدرت مالی آن می باشد ، مثلااگر چهار درهمی آن که از نقره خالص بود مورد قبول معامله در تمام ناحیه مدیترانه شد ( همان ) تاریخ و تقویم اشکانیان از دو مبدا تاریخی استفاده می کردند ، یکی سال 312 قبل ازمیلاد که سال تاج گذاری سلوکوس اول بود و مبدا تاریخ سلوکی محسوب می شود ودیگری سال 248 قبل از میلاد یعنی زمانی که ارشک اول به رهبری پارتیان انتخاب شد و اعلام استقلال کرد. سال سلوکی از اول مهرماه آغاز می گردید و تقویم سلوکیان براساس دوازده ماه و مطابق با گردش ماه و زمین بود و چون باسال خورشیدی مطابقت نداشت هرسه سال تعداد ماهها را به جای دوازده سیزده حساب می کردند تاباسال خورشیدی مساوی شده شروع آن منطبق با مهرماه گردد. ( سرافراز ، چاپ پنجم ، 31-32 ) نخستین بار در زمان مهرداد اول ( 138-171 ق. م ) تاریخ گذاری در سکه ها مرسوم شد ، سلوکیان به سکه ها بویژه به چهار درهمی ها تاریخ ضرب سکه ها ثبت می نمودند. در همهاي اشکانی به ندرت در تاریخ دیده می شود درهم های مهرداد اول ، ضرب سلوکیه ، دارای تاریخ هستند همچنین به درهم های اردوان اول تاریخ 123 اشکانی وبه سکه های اردوان سوم تاریخ های 335 و 336 سلوکی همراه با ماه ضرب سکه دیده شده است. ( همان ) مبدا تاریخ قدیم بیشتر حوادث و اتفاقات مهم بوده است که با پیش آمدن حادثه ی جدید آن تقویم از بین رفتند و گاه شناسی جدیدی جای آنر ا گرفته است ، مبدا تاریخ را به زحمت از روی سکه می توان مشخص کرد زیرا تاریخ تقویم کلید دوره های مختلف روشن نشده است و آنهایی هم که تاکنون بدست آمده راجع به آنها اختلاف عقیده وجود دارد. تاریخ سکه های اشکانی بنابر تاریخ سلوکی هاست و دوره ی ساسانی تاریخی که بر روی سکه است مطابق سال سلطنت شاه می باشد. تاریخ سلوکی = 312 ق.م ( بیانی ، ج 1و2 : 42-43 ) نقوش روی سکه های اشکانی سکه های اشکانی از لحاظ نقش متنوع می باشند و با مطالعه دقیق از تصاویر سکه ها می توان به درستی از چهره ی واقعی شهر یاران پارت ، وضع لباس ، طرز آرایش مو ، ریش و وسایل زینتی که به کار می بردند، اطلاع حاصل کرد مهرداد اول در حدود سی وسه سال سلطنت کرده است. تصاویر منقوش بر سکه های متعدد وی سنین مختلف اورا نشان می دهد سکه های مهرداد دوم میت وان به وضوح تغییراتی که باگذشت اسل ها در قیافه و چهره وی روی داده است را دید مانند خمیدگی بسیار بینی ، خستگی چهره ، و ضع ریش که در دوران کهولت بلندتر شده وتار وی سینه ی وی آمده است برگردن تمام شاهنشاهان گردن بند حلقه ای یا مروارید از یک تا چهار ردیف آویخته دشه وبه بعضی از گردن بندهاقطعه مدالي حوالی به شکل گل جواهر نشان یا شاهین نصب است. (بیانی ، جلد 1و2 : 38-39 ) تصویر فرمانروا به صورت نیمرخ است که اغلب به سمت چپ و به ندرت به سمت راست می نگردهنگام بررسی نقوش روی سکه های اشکانی باید به آنها توجه داشت : کلاه یا تاج ، گردنبند ، خلا روی پیشانی فرمانروا تاج : در آغاز شاها ن اشکانی دارای کلاهی ساده بودند که به کلاه با شلقي معروف بود و فرهاد سوم از تاجی استفاده کرده استکه در وسط آن تزئینی به شکل شعله ای جواهر نشان دیده می شود. گردنبند : شاهان اشکانی دارای گردنبندی حلقه مانند بودند که دوسه آن به دو گوی کوچک ختم میشد مهردادسوم دارای گردنبندی است مرکب از حلقه های زنجیره ای که در وسط با جواهری مربع شکل تزیین گردیده است. از آنجایی که اُرد و مهرداد با هم برادر بودند شباهت آنها در سکه ها نیز چشمگیر است ، از این رو توجه و بررسی روی گردنبند ها ، از بهترین راههای تشخیص سکه های آنها را از یکدیگر است. خال : برخی از شاهان خال را نشانه داشتن خون اشکانی و اصالت خانوادگی تلقی می کردند داشتن خال گاهی دلیل انتساب سکه به فردی خاص می گردد سکه های اردوان سوم و گودرز شبیه هم هستند که اگر سکه های گودرز خال وجود نداشت امکان شناخت آنها از یکدیگر بسیار مشکل بود ( سرافراز ، چاپ پنجم ، 34-35 ) برروی سکه های برنزی ارد تصویری نیم رخ وی نقره است ودر پشت سکه ها نقوش مختلفی مانند الهه پیروزی ایستاده که حلقه ی سلطنت را به دست دارد ، نیم تنه الهه ، فیل ،سرفیل ، اسب ، سر اسب ، گوزن ، شاهین ، تیردان ،گرز ، دژ ، ماه و ستاره نقره است. ( بیانی ، جلد 1و2 : 90 ) ضرابخانه ها نخستین سکه ای که به طوریقین دارای علامت ضرابخانه است ، به دوران فرماندهی مهرداد اول تعلق دارد زیرا تاقبل ازپادشاهی مهرداد اول به علت محدود بودن حوزه قلمرو اشکانیان ، وجود بیش از یک ضرابخانه ضرورتی نداشت ، اما از زمان به قدرت رسیدن مهرداد اول که قلمرو این سلسله به شکل چشمگیری گسترش یافت ضرورت ایجاد ضرابخانه های متعدد در نقاط مختلف کشور آشکار شد ، از زمان فرهاددوم تصویر شهرها و ضرابخانه ها عبارت اند از : نیسا ، تامبروکس ، آپامئه آ و آریا ( هرات ) ( سرافراز ، چاپ پنجم ، 44-45 ) علل عدم ضرب سکه طلا در دوره ی اشکانیان را می توان در موارد زیر دانست : 1. میزان طلای موجود در کشور بعد از غارت خزاین ایران توسط یونانیان فوق العاده ناچیز شده بود 2. ایرانی ها برای تسهیل تجارت با رومی ها ناچار بودند از ضرب سکه های طلا خودداری کنند زیرا رومیان ورود طلا را از ممالک خارجه به داخل روم قدغن کرده بود و از این رو بازرگانان ایرانی که با تجار روم معامله داشتند مجبور بودند که طلا بگیرند و نقره بدهند ،دولت ایران نیز برای همراهی با آنها سکه رایج نمود . 3. انحصار سکه زر را دولت روم به جهت اظهار عظمت ، خاص خود می دانست 4. دولت ایران هر چند که خود سکه طلا نداشت ولی از ورود طلا به ایران جلوگیری نمی کردو درمواردی هم که دولت روم مجبور می شد. مبلغ هنگفتی به عنوان خسارت جنگی به ایران بپردازد، دولت ایران این پولها را یاد در خزانه نگهداری می کرد ویا به مصارف تجارتی و تزئینی می رسانید ( وثیق ،32:1387 ) درقدیم ترین دوره برای ضرب سکه ، فلز مورد نظر را حرارت داده و ذوب می نمودند و سپس فلز گداخته را به قطعاتی مبدل کرده و پس از سرد شدن ، وزن می کردند که آن قطعات به وزن معین قانونی باشد ، از این رو در بعضی از شهرها مانند مقذونیه ، سیراکوس، کورنت برای آنکه به سهولت مفدار زیادی از قطعات هم وزن و هم شکل آماده برای ضرب به دست آید، قالب های آهنی ساختند که جعبه ای شکل بود ودر آن چند ردیف خانه های منظم یک قطع تعبیه شده بود که هریک گنجایش یک سکه را داشت و از لحاظ وزن نیز مطابقت داشت. ( بیانی ، جلد 1و2 : 40 ) سکه شناسی قسمت مهمی از باستان شناسی است علم سکه شناسی توانسته است بزرگترین خدمت را برای روشن شدن تاریخ گذشته بنماید و گوشه های تاریک و مبهم را روشن و حل کند. و بلکه سکه ی هر دوران نمایانگر عادات ، آداب ، خط و زبان ، هنر و مذهب ،تمدن و ارتقاء انحطاط وضع اجتماعی ، ثروت ویا ورشکستگی که منبع اطلاعات صحیح و دقیق از دنیای قدیم است. ماخذ 1.دکتر بیانی ، شیرین ، 1389 ، سکه ها قبل از اسلام ، تهران ، انتشارات پازینه 2. بیانی ، ملک زاده ، 1385، تاریخ سکه ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران 3. حیدرآبادیان ، شهرام ، 1389، مهرهای ایران باستان و سکه های اسلامی ،تهران انتشارات سبحان نور 4. سرافراز ، علی اکبر ، چاپ پنجم ، سکه های ایران ، تهران انتشارات سمت 5. وثیق ، منصوره ، 1387 ، دنانیر، تبریز ، انتشارات ستوده -
چهار تاقي ( آتش كده ) ريوند "سبزوار يكي ازمراكز مهم تمدني كشور باستاني ايران و داراي سابقه اي كهن است واز نشانه هاي شكوه و عظمت آن آثار و محوطه هاي باستاني متعددي است كه در سرتاسر منطقه برجاي مانده كه هريك بيانگر ارزش هاي فرهنگي و ديني اين سرزمين است و يكي از آن ها ، بقاياي يك چهارتاقي سنگي در كوه هاي ريوند است كه در اين نوشتار به معرفي مختصر آن پرداخته شده است. " جمعه 25 بهمن 1392 :: 21:55 :: نويسنده : neloo
میفرستم مهربان بر محضر تو یک پیام تا که هم جویای احوالت شوم هم داده باشم یک سلام! صبح روز آدینه ات بخیر و شادی ================= اس ام اس عاشقانه صبح بخیر گفتن
سلام من به غنچه ای که صبحدم ، به خنده باز می شود . . . ======================= به لحظه های “بی” توبودن سلام میکنم / به سینه ام دلی هست به نام میکنم تمام میشود این فاصله ها بی گمان / به لحظه های “با “تو بودن سلام میکنم . . . =========================== سلام عزیز مهربون ما رو نمیبینی خوشی؟ هنوزم مثل قدیما دلبری و عاشق کشی . . .!؟ سلام من به غنچه ای که صبحدم ، به خنده باز می شود . . . ========================= به لحظه های “بی” توبودن سلام میکنم / به سینه ام دلی هست به نام میکنم تمام میشود این فاصله ها بی گمان / به لحظه های “با “تو بودن سلام میکنم . . . =============================== سلام عزیز مهربون ما رو نمیبینی خوشی؟ هنوزم مثل قدیما دلبری و عاشق کشی . . .!؟ ====================== خزان که مال ما شد ، بهار مال شما صاف و ساده بگویم ، سلام حال شما !؟ ========================= سلام بر تو که عاشق سلام بر تو که شیدا / سلام بر تو که خوابی سلام بر تو که رویا سلام شعر فریبا سلام دلبر زیبا / سلام راوی غم ها سلام عاشق شیدا . . . ======================== سلام ای طراوت همیشه! دوست دارانت را دریاب! ما آن بیدلانیم که دل خود را در افق های آبی ات می جوییم ! =================== سلام صبحت زیبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم و تو خودت را در آینه من آبی بیا برویم باورمان را قدم بزنیم تا شانه های خیابان خیال کنند جنگل و دریا بهم رسیده اند . . . ===================== سلام بهونه قشنگ من برای زندگی / آره بازم منم همون بهونه همیشگی فدایه مهربونیات چه میکنی با سرنوشت / دلم برات تنگ شده بود این نامه و واست نوشت . . . ====================== سلام ببخشید ما داشتیم تو کوچه اس ام اس بازی میکردیم یکی از سلاما افتاد تو خونتون ! میشه پسش بدین !؟؟ ما منتظریم ! ======================= سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند وسلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی . . . ==================== (اس ام اس برای جواب سلام) سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست سلام من به آن پرند سپیده وشادمان که در سپیده با نسیم ترانه ساز می شود ================== سلام من به پیچکی که صبح دست سبز او به سوی آسمان بی کران دراز می شود … =================== به تو سلام می کنم کنار تو می نشینم و در خلوت تو شهر بزرگ من بنا می شود . . . ================= اس ام اس سلام برای نماز صبح سلام من به هر چه وبه هر کــــسی که با سحر تمام جسم و جان او پر از نماز می شود . . . ====================== سلام ای دل نورانی خورشید، ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش! سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بی کران روزت به خیر باد ===================== سلام من
سلام عزیز مهربون ما رو نمیبینی خوشی؟
خزان که مال ما شد ، بهار مال شما
سلام بر تو که عاشق سلام بر تو که شیدا / سلام بر تو که خوابی سلام بر تو که رویا
سلام ای طراوت همیشه! دوست دارانت را دریاب!
سلام
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی / آره بازم منم همون بهونه همیشگی
سلام
سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند
(اس ام اس برای جواب سلام)
سلام من
به تو سلام می کنم کنار تو می نشینم
( اس ام اس سلام برای نماز صبح )
سلام ای دل نورانی خورشید، ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش ! ==============================
میفرستم مهربان بر محضر تو یک پیام , تا که هم جویای احوالت شوم هم داده باشم یک سلام! صبح روز آدینه ات بخیر و شادی . . . . . . . . . . . ===========================
سلام صبحت زیبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم و تو خودت را در آینه من آبی بیا برویم باورمان را قدم بزنیم تا شانه های خیابان خیال کنند جنگل و دریا بهم رسیده اند !؟
===================================
سلام بر تو که عاشق سلام بر تو که شیدا سلام بر تو که خوابی سلام بر تو که رویا سلام شعر فریبا سلام دلبر زیبا سلام راوی غم ها سلام عاشق شیدا
**************************
سلام من به هر چه وبه هر کــــسی که با سحر تمام جسم و جان او پر از نماز می شود
**************************
من به تو سلام میکنم تو که تک ستاره دمادم غروبی ای مهوش غزالها ای ترانه ساز هستی ای که جادوی کلماتت قلمها را سرنگون میکند سلام
**************************
صبحا که تو می خوابی/من همیشه بیدارم
**************************
سلام آفتاب من صبح زیبات بخیر
**************************
هرچیزی یک آخری دارد و آخر آرزوهایم باتوبودن است.به وسعت آخرعشق،دوستت دارم.صبحت بخیرعزیزترین آدم دنیای من
*******************
صبح زمانیست که تو بیدار میشوی …
**************************
صبح به خیر به این دنیای پر هیجان خوش اومدی بلند شو دنیای خوبی رو برای خودت بساز بلند شو که دیگران منتظرن
**************************
سلام صبح قشنگت آسمونی/گلم چشماتو باز کن خواب نمونی
**************************
صبح بخیر هستیم ♥ ===========================
الان كه چشماي قشنگت رو باز كردي يادت باشه كه ديشب يكي به يادتو چشماشو بست……….
—-—–
—- —–
سلام صبح قشنگت آسمونی
—- —–
با پرنده ی صبح شروع شد
—- —–
خزان که مال ما شد ، بهار مال شما
—- —–
سلام ای طراوت همیشه ! دوست دارانت را دریاب !
—- —–
سلام بر تو که عاشق سلام بر تو که شیدا
—-—–
سلام
—- —–
سلام ،
—-—–
(اس ام اس برای جواب سلام)
—- —–
اس ام اس سلام برای نماز صبح
—-—–
سلام ای دل نورانی خورشید، ==============================
جمعه 25 بهمن 1392 :: 21:24 :: نويسنده : neloo
اس ام اس قهر بودنتو برو بدون عزیزم دیگه هیچ حسی نمونده دیگه عشقمون تموم شد ، دلِ من دستتو خونده رفتیو تموم شدم من ، رفتیو دنیامو کشتی رفتیو از این نگاه و دل ِ عاشقم گذشتی
اس ام اس قهر بودن
رفتیو با بی وفاییت رو دلم داغتو کاشتی رفتیو تو دفتر دل زخمای تازه نوشتی توی دفترت نوشتی که منو بازیچه کردی این هم از نامه ی آخر برو دیگه برنگردی اس ام اس قهر بودن قهر مکن ای فرشته روی دلارا ناز مکن ای بنفشه موی فریبا طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا ناز تورا میکشم به دیده منت سر به رهت مینهم به عجز و تمنا
اس ام اس قهر بودن همیشه رفتن بهترین راه نیست گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست چه قهر باشیم چه آشتی اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند اس ام اس قهر بودن بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم اس ام اس قهر بودن اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره اس ام اس قهر بودن منو ببخش بخاطر همه ی محبت های بیجا ، منو ببخش بخاطر همه کم محبتی هام منو ببخش بخاطر همه ی دیدنت ها ، منو ببخش بخاطر همه ی نادیده گرفتنهات منو ببخش بخاطر همه ی توجه کردن های بیجام ، منو ببخش بخاطر ندیدن همه ی توجه هات منو ببخش بخاطر همه ی دوست داشتنت هام ، منو ببخش بخاطر همه ی دوست داشتنم هات منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم…. منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم … اس ام اس قهر بودن منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد خدا اینقدر بزرگ نبود اس ام اس قهر بودن برام بمون ، بهونه باش برای دل سپردن نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن اس ام اس قهر بودن چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نازنین جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین اس ام اس قهر بودن بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن اس ام اس قهر بودن در پایان زندگی خواهیم گفت گاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ی ناگفته های مهرآمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر اس ام اس قهر بودن برو خدا به همرات ، برو دیگه نمیام اینو بدون عزیزم ، دیگه تورو نمیخوام از همون وقتی که رفتی خاطراتتو سوزوندم دیگه هیچ ترانه ای هم واسه دلت نخوندم ====================== ” خداحافظی ات “ عجب خرابه ای به بار آورده است ! نگاه کن … مدت ها در تلاش اند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند … ======================= رفتی اما دل من مانده بر دوست هنوز / می برم جسمی و جان در گرو توست هنوز ===================== برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ ! برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ ! تو را با من نمی خواهم که ” ما ” معنا کنم دیگر … برو با یک ” من ” دیگر ” ما ” شو ، خداحافظ ! ===================== خدا نگهدار عزیزم اما نمیشه باورم / توی چشام نگاه نکنی این لحظه های آخرم آخه چطور دلم بیاد چشاتو گریون ببینم ؟ =================== باران باشد ، تو باشی ، یک خیابان بی انتها باشد ؛ به دنیا بگویم : خــــــداحـــافــظ ================== گفتی خداحافظ ! گفتم نمی خواهی مرا ؟ باشد نخواه ! اما ای کاش می گفتی چرا ؟ ================== از تو تنها یک حس مانده با من امشب که تو را گم بکنم ، پیش بیهودگی احساسم … آخرین بار ، سلام ، آخرین بار ، خداحافظ ! ===================== پرستو ها چرا پرواز کردید / جدایی را شما آغاز کردید خوشا آنان که دلداری ندارند / به عشق و عاشقی کاری ندارند خاحافظ برای تو رهایی / برای من فقط درد جدایی خداحافظ برا تو چه آسان / ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان ===================== میشه مثل یه قطره اشک بعضیارو از چشمت بندازی ولی هیچوقت نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با خداحافظی با بعضی ها از چشمت جاری میشه ! ================== اگر میدونستی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی داشت ! اگر میدونستی یه بندر هنگام رفتن کشتی ها چه تنها می شد ! اگر میدونستی یه درخت کاج هنگام پر کشیدن پرنده ها چه تنها میشد ! اگر میدونستی با رفتنت چه آتیشی به جونم کشیدی اینقدر راحت نمیگفتی ؛ خداحافظ ! ==================== خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ ! که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ ! سکوت افتاده مثل رعشه ای بر اسخوان هایم شبیه موج سر ساحل دریا ؛ خداحافظ ! ====================== تو رفتی شاخه عشقم شکسته / به چشمم شبنم حسرت نشسته نگاهی هم نکردی وقت رفتن / نگاهی که سراسر اشک بسته =================== خدا را دوست دارم ! حافظ را هم دوست دارم ! اما خداحافظ را کجای دلم بزارم … ====================
چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین / جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین
به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.
قهر مکن ای فرشته روی دلارا / ناز مکن ای بنفشه موی فریبا
همیشه رفتن بهترین نیست
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم / بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم
از تو به یک حرف ناروا نکشم دست / وز سر راه تو دلربا نکشم پا
یه روزی گله کردم من از عالم مستی / تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی مهم نیست کی مقصر است
دوستی را دوست، معنی می دهد / قهر هم با دوست، معنی می دهد
جنس من از آهن و از سنگ نیست / من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار / تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار . . .
اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم
برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/ نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن . . .
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم / منو بخشیدی و من چشمامو بستم
منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم / می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم
گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش / بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش
من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم
منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش / توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش . . .
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم / هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم ========================= برای پیش تو بودن”بلیط ” لازم نیست مرور قصه ی دل کافی ست . . . . . زیبا ترین آغاز را با تو تجربه کردم ، پس تا زیباترین پایان با تو میمانم . . . . . ” درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است . . . . . احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم میرسد نازنینم فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها . . . . . تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست . . . . . من “تــــــو” را به دلم قول داده ام نگذار بد قول شوم . . . . . تقصیر دلم نیست که در کنج دلم جا داری / خوشگلی ، با نمکی ، دو چشم زیبا داری . . . ! . . آه گراهام کاش اختراع نمیکردی تلفنی را که زنگ نمیزند . . . . . چقدر خوبه که بدونی یکی یه جایی داره یه آهنگی رو فقط به یاد تو گوش میده . . . . . گاهی خیال میکنم از من بریده ای / بهتر ز من برای دلت برگزیده ای از من عبور می کنی و دم نمیزنی / تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای . . . . . ز هجران تو پرپر می زند دل / ز دل تنگی به هر در می زند دل چو بلبل در فراق رویت ای گل / به دیوار قفس سرمیزند دل . . . . . آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون / تا که نامت میبرم از دیده آب آید برون . . . . . دیری است ندیده ام من الماس تنت / عابــر نشـــدم به کــــوچه یاس تنت تبریز چـــــرا شده است فصل تن تو / خـــــواهم برسم به بندر عباس تنت . . سخت ترین فعلی که برایت به سادگی صرف کردم ، عمرم بود . . .
. . حرارت لازم نیست گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت . . . . . این سخن در آسمان باید نوشت: با تو در دوزخ مداوم ، بی تو هرگز در بهشت . . . . . مصرعی از قلب من ، با مصرعی از قلب تو / شاه بیتی میشود در دفتر و دیوان عشق . . فرقی نمیکنه که به اندازه دل یک گنجشک دوستت داشته باشم یا به اندازه دل فیل مهم اینه که به اندازه یک دا دوستت دارم . . . . . سخن ، آغاز گفتن نیست ، نگاهی میشود گاهی کلام اولین دیدار . . . . . از تن خشک شاخه ها توقع جوانه نیست / اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست . . . . . سلام بر دل هایی که در کلاس انتظار غیبت نکردند . . . ! . . در فصل تگرگ عاشقت میمانم / با ریزش برگ عاشقت میمانم هر چند تبر به ریشه ام میکوبی / تا لحظه مرگ عاشقت میمانم . . . . . زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد . . . . . در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود . . من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست . . . . . قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را میخورند . . . . . شال و کلاه می بافم با خیالت تا در سرمای نبودنت یخ نبندم . . . . . 10928340198273659871263598126348907239046786576 اینقدر دوست دارم !!! . . لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو / تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو . . . . . کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج قطره ای از باران محبت بود . . . . . آن شب که شد زندگی ما آغاز ، آغاز شد افسانه این سوز و گداز دادند به ما دلی گفتند بسوز ، دیدند که سوختیم گفتند بساز . . . ========================= . خیال نکن اگر برای کسی تمام شدی امیدی هست خورشید از آنجا که غروب می کند طلوع نمی کند . . یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی… چرا که رسوا خواهم شد…! و همه خواهند دید!! لحظه لحظه تو را” میان واژه هایم!!!… . . تو که رفتی دلم برایت تنگ شدحال که آمده ای در دلم جا نمیشوی . . به ستاره ها خواهم گفت تا آن زمان که سحر می دمد بر جاده های شبت بتابند تا مسیر آرزوهایت بی نور نماند… . . بیمارخنده های توام…..بیشتر بخند… . . تمــــام خاطره هابه “تـــو “ختم می شوددر چارراه یـــادایستــــاده ای . . . ! . . آنقدر کف دستم را سُمباده می کشم تا همه خطوطی که به تـــو می رسند پـــــاک شوند .. !افتادم به جاده ای که دوست می داشتم و جاده مرا برد برد برد به جایی که دوست نمی داشتم. . . . . مزاحــم شما شدم . . سطر سطر نوشته هایم بر طاقچه احساسم خاک خوردند تازه فهمیدم چقدر جزیره رنج می کشد که روی دست دریا باد کرده است! . . دلم گرفته و به کنج این شب بی مهتاب و خاموش تکیه زده است. نه ستاره ها،که همیشه مهربان بودند… ونه ماه ،با آن مهتابی زیبا امشب نمی توانند پاسخ گوی گونه های خیس من باشند… . . بــه هیچکـــس نگــــــــو حتـــی به خـــودت ! . . . بعـــد از تــــــــــو خیـــــــــلی تنهــــــــــــام !
.
.
.
آخــــــرین لبخنـــــــــدم را پشــــــــت ِ ســــــرت پاشــــــــیدم … میدانســـــــــتم , بر نـــــمی گردی…. ====================
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم مطالبی رو که در این وبلاگ قرار میدم براتون مفید باشه و از انتخابتون ممنونم... ![]() موضوعات
![]() ![]() ![]() ![]() |
||
|
|